راههاى راين 37
شش خطّ عمده و شاهراه از راين به هردو طرف مىرود كه
اولى آنها خطّى است كه به شرق جنوبى سير كرده و به منزل پاىبنه مىرود و از آنجا دو شعبه شده يكى به يمينرود تهرود و به سروستان مىرود و از سروستان هم دو خط شده يكى به جنوب سير نموده به مرغك و ده بكرى مىرود و ديگرى به شرق جنوبى و به دارزين مىرود . و خطّ ديگر از پاىبنه يساررود تهرود و به مشرق سير كرده به ابارق و از آنجا به دارزين و بيدران و بم مىرود و شرح اين خطّ ذهابا ايابا گذشته است .
خط دويّم به شمال شرقى سير كرده و به هنك مىرود .
چهار خط ديگر باقى است كه مرتبا شرح حال آنها خواهد آمد .
خط اوّل از راين به شمال سير كرده و به كاروانسرا خرابهء گزك مىرود و از آنجا تا راين دو فرسخ و راهش مسطّح و هموارست و شرح مزرعهء گزك گذشت . از گزك خطى است به شمال غربى سير كرده و به مزرعهء گودر مىرود و از گزك تا گودر سه فرسخ و راهش مسطح و هموار است و شرح گودر هم گذشت . از گودر خطّى به يمين سير كرده و به بهرامجرد مىرود و راهش هموار و آهو در آن حوالى بسيار [ ست ] و خطش به وسط شمال و مغرب [ 16 ] سير مىكند ، و ديگرى به يسار سير نموده و چهار فرسخ مسافت طى نموده به قرية العرب مىرسد و اين راه هم مسطّح و هموار [ ست ] و بهطرف غرب سير مىكند . قرية العرب و بهرامجرد هردو جزو بردسير [ ست ] و ربطى به راين ندارد .
« 1 » توضيح آنكه خطى كه از گودر به قرية العرب مىرود خود من ديدهام و شكارگاه آهوى سردسيرى خوبى دارد كه از گودر كه به قرية العرب در سمت چپ جاده است و از راين به گودر هم شكارگاه كبك خوبى [ دارد ] و قرية العرب هم بسيار جاى خوشهواى ييلاق معتدلى است .
خط دويّم - از راين بهطرف مغرب سير كرده و به مزرعهء زهرود مىرود كه شرحش در ضمن مزارع گذشت و راهش اندكى رو به فراز و جزئى سنگلاخ است و از زهرود به غرب شمالى سه فرسخ گذشته به مزرعهء دامنهء ميرشادى مىرسد و مزرعهء مزبوره جزو خاك بردسير است ، و راه اين سه فرسخ رو به فراز و طرف يسارش كوه هزار [ ست ] و شكار كوهى و علوفهء بسيار است . از دامنهء ميرشادى خطّى
هامش
( 1 ) - اين چهار سطر در حاشيه و به خط فرمانفرماست .