قاسمآباد - مقابله با قشون خارجى 190
و در حوالى قاسمآباد قلعهاى است منهدم و باير كه مرحوم فرمانفرما نصرة الدّوله در مأموريّت گاستگرخان « 1 » بازديد مخارج تعمير آن را معيّن [ كرده بود ] و از دولت مستدعى مرمّت آن شده بودند . ولى دولت خرج تعمير آن را تجويز نكرده و قبول نفرموده است و تاكنون مبلغى بر خرابى و انهدام آن افزوده [ شده ] و اسمى بىرسم باقى مانده است و خيلى جاى افسوس است ، نه از جهت اينكه قلعهء خوبى بوده يا اينكه اينگونه قلعهها به درد [ مقابله با ] قشون خارجى خواهد خورد بلكه از باب اينكه هواى اينجاها تابستان بسيار گرم است و چون دولت در اينجاها انبارى ندارد جنس در اين هواى گرم روى صحرا مانده و گرمى هوا و رطوبت زمين تمام جنس ديوان را خراب و پلاسيده خواهد كرد .
آب قاسمآباد از همان رود آب كوچهگردان و شيرين و گوارا است و هوايش هم از بمپور اندكى گرمتر ، و در اين نقطه هم بعينه « 2 » همان جنگل و درختهاى گز و كهور خيلى بزرگ دارد كه شتر سر شاخ آن را مىخورد .
و در اين حوالى درمشو كه خوراك اسب و قاطر است موجود و علوفهء گوسفند هم در اراضى قاسمآباد بسيار است .
بهسوى بمپور 191
صبح جمعه 2 شعبان - از خواب برخاسته دوگانه براى خداوند يگانه به جاى آورده بعد از اينكه تقريبا دو ساعت از آفتاب بالا آمد بهطرف بمپور روانه شديم . راه امروز سه فرسخ كمتر و راهش نرم و هموار و اندكى رو به فراز و به خط شرقى [ است ] و تمامش در همان جنگل [ 116 ] معروف سير مىكند و اسبهاى معتدل السّير از قاسمآباد به نقطهء بمپور [ را ] دو ساعت الّا كسرى مىپيمايند . و همينكه يك فرسنگ بگذرى به جايى مىرسد كه مزيد بر درختهاى سابق بوتهء كليل زياد دارد .
كليل و كنار 192
كليل « 3 » درختى است شاخ و برگش خيلى شبيه به ياس [ است ] و ميوهء كوچك
هامش
( 1 ) - اطريشى بود و سالهاى دراز در ايران در ساختن راهها مأموريت داشت .
( 2 ) - اصل : بقيه .
( 3 ) - اصل : كليد .