آقا ميرزا شيخ على و ميرزا زين العابدين خان را هم حاضر خواهم ساخت و نيز يقين است چه به چهارصد تومان چه به هزار تومان چه كمتر ، طورى ابتياع نخواهد شد كه مغبون شده باشم . حال صريحا مرقوم فرماييد به قيمت مصدّق و مقوّم و تعيين اراضى آنجا هرچه باشد ، اگر طالبيد اقدام شود .
در باب چهارصد تومان برات آخرى استفسار فرموده بوديد ، مبلغ مزبور را به آقا ميرزا شيخ على دادهام كه از قرار يك عبّاسى فرع اين هزار تومانى كه نوشتهايد اگر جاى آن را دارم برات كنيد . حالا كه جايى را به نظر ندارم ، اگرچه شخصى دو روز قبل مىگفت چند نفرند كه طلا و جواهر دارند پول مىخواهند و آن شخص از جماعت عبرانى است و از اهل مدرسهء دار الفنون است و براى مذاكرهء انگليسى ، بنده منزل مىآيد . بسيار جوان آراسته و پسنديده است . مىگفت اگر مردمان اطّلاع پيدا كنند ، طلا و نقره و غيره گرو مىگذارند و پول مىگيرند ، حال اگر نزد خودتان هم باشد ، هنگام لزوم اطّلاع خواهم داد . اگر عمل دكّانها يا باغ و عمارت قلهك بگردد ، البتّه تنخواه كمال لزوم را دارد . ديگر خودتان ملاحظات كار را بفرماييد .
در باب تخم سبزىآلات و تخم گلهاى فرنگى اينك از هر قسمى كه تحصيل آن ممكن بود ، تحصيل كرده ، مصحوب پست ارسال شد . باغبانهاى سفارت كه هيچكدام نداشتند ، اطراف شهر و باغات اعيان و اشراف فرستاده ، همينقدر تحصيل شده ، ايفاد نمود . ترخان تخم ندارد ريشه يا قلمهء آن را مىكارند . بنده براى كشتن باغ قلهك فرستادم از شاهزاده عبد العظيم آوردهاند ، لكن با كمال زحمت ، زيراكه بسيار كم است ، لكن تخم مرزه گرفته ارسال داشتم .
در خصوص طوله [ - توله ] ، چند دفعه آدم خود را با نوشتهء سركار نزد آقا ميرزا مهدى ، ناظر جناب ساعد الدّوله ، فرستاده ، مطالعه نمودم . آخر الامر گفته بود :
« بايد از جناب ساعد الدّوله اذن حاصل نمايم . قبض رسيد از حاجى بيآوريد تا اذن گرفته توله را تسليم نمايم . »
دفعهء اخيره ، قبض نوشته فرستادم ، گفته بود :
« صبر كن تا جناب ساعد الدّوله بيرون بيآيند ! »
پس از تأمّل زياد ، جناب معظّمله بيرون آمده ، يك توله از تولهها جدا كرده ، دادند كه به خانه آورده است . ماده و سفيد و قرمز رنگ است ، خيلى شكيل . و مىنمايد كه از جنس تيكر است . حال در فرستادن آن هرچه بفرماييد معمول شود .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٩٧