ده
محبوب جان من ! در هفتهء گذشته متواليا دو عريضه عرض كردهام . اليوم كه دوشنبه 23 شهر جمادى الاوّل است ، پاكتى از جانب آقا سيّد مرتضى رسيد كه لفا ارسال دارم . چون مطلبى نداشتم ، محض ارسال پاكت عالى جناب معزى اليه بدين مختصر تصديع افزا كردم . اگر از حالات مخلص جويا باشيد ، نقدا به دنداندرد مبتلا ، به عسرت عريضه نگارم . پريروز سركار چرچيل صاحب گفتند :
« به خان بنويس موازى چهل و هشت دستمال سفيد ابريشمى از كاشان ابتياع فرموده ، ارسال دارند . وجه قيمت آن را هم هرچه مىشود بنويسد . »
بعد فكرى كردند و گفتند :
« خير لازم نيست بنويسيد ! در همينجا سراغ دارم ، مىخرم ، مىخواهم تقديم حضور جناب جلالت مآب شاروفر [ - شارژ دافر ؟ ] نمايم . »
بدين جهت مخلص چيزى ننوشت . شرح مذاكرات سركار صاحب معزى اليه را با جناب مستطاب اجلّ اكرم آقاى امين السّلطان مدّ ظلّه العالى را در هفتهء گذشته نگاشته ، مصحوب محمّد اسماعيل بيگ غلام چاپار سفارت ارسال داشتم و البتّه تا به حال رسيده و از موضوع مستحضر شدهايد . متعلّقان را فردافردا دعا مىرسانم .
نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را از جانب مخلص چهره بوس نمايند . از عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه معذرت ، ورقهء جداگانه مىخواهم . ماهوت خواسته بود ، فرستادم ، البتّه تابهحال رسيده است . زياده تصديع نمىدهد .
فى 23 جمادى الاوّل 1305 .