مابقى را عجالتا در صندوقخانهء سفارت گذارده ، در مواقع صحيح و بىعيب معامله خواهد داد ، لكن تصوّر فرماييد چهقدر فكر و وقت لازم است كه به كار برده شود و اگر مىخواستم به خرج دكّان و مستغلّ ديگر برده شود ، اين نوع كار هم انواع و اقسام ملاحظه لازم دارد و يقينا عجله پشيمانى بار خواهد آورد . چند موقع را ديده ، گفتوگوها كرده و به اتّفاق آقاى ميرزا شيخ على معمار برده ، بازديد كرده شده است ، مع هذا مناسب نديده ، صرفنظر نمودم . نمىخواهم كارى بشود كه بعد گفته شود اگر اينطورى شده بود ، بهتر بود . كار به صبر و حوصله بهتر پيش مىرود و عاقبت پشيمانى ندارد .
بيست و پنج تومان هم جعفر قلى بيگ غلام قرض كرده كه يك ساعت آب از باغ خودش رهن گذارده است . سيّد مرتضى رفيق سركار ، كه به موجب مراسلهء شريف با ايشان طرح دوستى ريخته ، اغلب ليالى و ايّام در محافل دوستان احضار مىشد و هر هفته چهارپنج شب به بنده منزل آمده ، اظهار خلته [ - خلطه ] و آميزش مىفرمود .
سه ماه و نيم قبل بيست و پنج تومان دو ماهه از مخلص قرض نموده ، سند سپردند .
مقدّمات مشروحى عنوان فرمودند و اين معامله را امتحان دوستى قرار دادند ، مع هذا به قرب يك ماه و نيم است از موعد مىگذرد و همهروزه آدم فرستاده ، مطالبه مىكنم . يك دسته صحبت جواب مىدهند ، بهعلاوه رسيد مراوده را هم به كلّى مقطوع نموده ، به هيچوجه ذكرى از اين بنده نمىفرمايند . حالا ملاحظه فرماييد به چه زحمت و مرارت و رفت و آمد و مذاكرات عديدهء سخت ، عاقبت اين وجه وصول خواهد شد .
بارى ، شنيدم سركار شخصى را چوب زدهايد و اين مطلب را به جناب اقبال الدّوله اطّلاع دادهاند ، ايشان بسيار متغيّر شده ، به حضرت اجلّ آقاى امين السّلطان شكايت كردهاند و حكم تغيّرآميزى از حضرت معظّمله صادر شده است . از استماع اين مطلب خيلى پريشانم . تحقيقا از روى تفصيل مراتب را مرقوم فرماييد ببينم چه شده است . وصول توله را بنويسيد . گزارشات را تماما مرقوم فرماييد . فردا كه بيست و هفتم رمضان است ، عازم قلهك هستم . سفارت بيست و هفتم خواهد رفت . به عجله و سرعت حادث جسارت شد ، زيراكه وقت نداشتم .
نور چشم عزيز جانم ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . متعلّقان را فردافردا
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص١١٠