تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
قشون دادند و شب‌ها به دور ارگ سوار گردش مىنمايد . شاه در روز بيست و يكم شوال ، براى پيشخدمت‌ها مىگفت : عين الدوله از خود ماست و سى و نه سال است كه به من خدمت مىكند . از خدمات او راضى هستم . آنقدر به او مهربانى نمايم كه مايهء تعجب مردم شود . اگر چند نفر آخوند بر خلاف او باشند ( . . . ) . هرگاه دو هزار تومان به هريك داده شود با ما همراهى مىنمايند و در روز بيست و سوم شوال ، محض آن‌كه التفات خود را نسبت به عين الدوله بنمايد ، براى ناهار « 1 » به منزل او رفت . تمام وزرا و شاهزادگان و بزرگان را نيز دعوت كرده و در چند روز شاه به علما پيغام‌هايى داد كه شما درباره عين الدوله چه مىگوييد ؟ آقا سيد عبد الله مجتهد بهبهانى جواب داد كه ما حرفى نداريم ، چون قطع مرسوم نوكر را كرده ، به علاوه با صدارت دست از حكومت برنمىدارد ، مردم از او متشكى هستند . ساير علما نيز اين‌طور پيغام دادند . آقا شيخ فضل اللّه با او هم‌دست مىباشد . امام جمعه تمارض كرده ، بىطرفى را اظهار مىنمايد .

طهران

فتح الله خان سعيد السلطنه وزير نظميه خيال دارد به همراهى دولت و مردم در محلات طهران بناى چندين رختشويخانه « 2 » بنمايد .

طهران

شاه هروقت دستخط به صدر اعظم مىنمايد مىنويسد « جناب اشرف صدر اعظم » . « نواب » كه علامت شاهزادگى است نمىنويسد .

طهران

كسان اتابيك را دولت قدغن كرده بود كه در طهران نباشند ، در ماه شوال دوباره حكم شد كه به طهران بيايند .

طهران

در عشر سوم شوال 1322 ، ميرزا رضا قلى خان مستوفى منشىباشى اتابيك كه سالها
هامش
( 1 ) . در متن اصلى اين كتاب همه جا « نهار » نوشته شده كه به صورت « ناهار » تصحيح شده است . ( 2 ) . متن : رختشورخانه