كه از اين پس كه قحطى سخت شود ، در اين ماه ، هر عدد تخممرغ در طهران به سيصد دينار رسيده « 1 » ، شش برابر قيمتش تا ماه پيش ترقى كرده . ساير اشياء نيز ترقى دارد . و با به اغلبى از شهرهاى ايران « 2 » نفوذ دارد .
طهران
در قريهء دركه كه در دو فرسخى طهران است و از نقاط دهات شمالى است ، در جبالش معدن فلزات از نقره و آهن و مس و غيره دارد .
عجيبه
در قريهء دركه از قراى طهران يك نفر آخوند روضهخوان است كه هركس چشم خورده تخممرغى در ميان دو انگشت مىگيرد ، يعنى يك انگشت به سر تخم [ مرغ ] و انگشت ديگر « 3 » به ته آن مىگذارد و اسم كسانى كه احتمال دارد مريض را چشم زده باشند ، مىخواند چون به اسم آنكس كه چشم زده مىرسد ، تخم [ مرغ ] از هم مىتركد ، مىگويند اين كار را مرشدى به او آموخته [ است ] « 4 » .
ايران
قريب دو ماه در نياوران كه محل ييلاقى شاه است به جهت مرض و با قرانتين سخت گذاشتند و كسى را نزد شاه نمىگذاشتند برود ، جز وزير اعظم و وزير خارجه و هفت ، هشت ، ده نفر از اجزاى خلوت و آنها را نيز دود مىدادند و اين كار براى عين الدوله فايدهء كلى داد و هرچه خواست كرد و كسى به شاه نگفت .
ايران
در روز چهاردهم جمادى الاخرى كه روز عيد ميلاد مظفر الدين شاه است ، در
هامش
( 1 ) . سيصد دينار يعنى 6 شاهى . هر قران 20 شاهى بود و هر تومان 200 شاهى .
( 2 ) . متن : شهرهاى طهران .
( 3 ) . متن : سر ديگر .
( 4 ) . امروز در بين عوام خاصه زنان اين كار براى رفع خطر چشمزدگى مرسوم است و موسوم است به « تخم شكستن » و بدا به حال آن بيچاره كه « تخم به اسم او درآيد » يعنى تخممرغ مقارن ذكر نام آن شخص بشكند .