تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 1087

مساهمون:

ص١٠٨٧
اتابك كرد از تندى اگر مشروطه دولت را * از آن ترسم كه از كندى تو فرماييش جمهورى

طهران

در عشر اول ذىقعده شاهزاده اجلال الدوله ملقّب به سردار مجلّل شد .

محمره

از قرار تلگراف خصوصى انگليس شيخ خزعل خان سردار ارفع حكمران محمّره گويا خيال ياغيگرى با دولت دارد و اسلحه جمع مىنمايد .

طهران

در شانزدهم ذىقعده ، صدر اعظم در دربار بود . قبل از ظهر پيش شاه رفت . سايرين را مانع شدند مگر اجزاى تركش . كسالتش سخت است . وليعهد هم پيش شاه بود ، با صدر اعظم مراجعت كرد به عمارت خود . قدرى خلوت نمود . كتابچهء نظامنامهء مجلس را امضا كرد . اگرچه جزئى جرح و تعديل شده بود . يعنى مجلس سناى وزرا را قرارداد سى نفر از ملت و سى نفر از وزرا اجتماع نمايند . مجلس مىگفت چهل و پنج نفر از ملت و پانزده نفر از دولت باشد . بارى سه به غروب مانده صدر اعظم نظامنامه را خود مهر كرده به مجلس ملى برد . در آن‌جا خطبه‌اى اول خواندند . بعد اصول نظامنامهء اساسيه « 1 » كه پنجاه و يك اصل بود قرائت شد . مردم به صداى بلند زنده باد پادشاه ، زنده باد وليعهد ، زنده باد صدر اعظم گفتند . دست زدند و يكديگر را تبريك گفتند . بعضى فرنگىها هم حضور داشتند . عكس برداشته شد . قرار است شب بعد چراغانى شود . مردم خوشحالى كردند و به مقصود خود نايل شدند .

طهران

روز پانزدهم ، يك نفر آخوند به نوكر معلم مدرسهء آليانس « 2 » كه تبعهء فرانسه است كتك
هامش
( 1 ) . يعنى قانون اساسى ( 2 ) . مدرسهء آليانس فرانسزAlliance Francaiseكه مربوط به جامعهء يهوديان بود .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 1087 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى