نروند . محض اينكه زنهاى بدعمل زياد مىرفتند و با مردها صحبت مىكردند . اما افسوس كه پيش نمىرود و نيز اعلان كرد كه فراش كه در عقب عارض و معروض از طرف حكومت مىرود ، بدون ورقهء پا به مهر حكومتى اگر برود حرفش مسموع نيست .
صدراعظم گفت مهر احكام را زود مهر كنم . امّا خوانده نمىشود .
تبريز
در شعبان ، در تبريز ، عمل مشروطه داير و مجلس شوراى ملى برقرار شد . « 1 »
طهران
در ششم رمضان ، شاه از فرحآباد به طهران آمد . حالتش همانطور است . به كسالت باقى است . لاغر و از پا و كمر معيوب . شبها پايش مىزند و خوابش نمىرود . مجلس شوراى ملى در اين ماه هفتهاى چهار روز منعقد است چهار به غروب مانده .
طهران
در روز نهم رمضان ، صدراعظم و بعضى از وزرا در تلگرافخانهء باغ مىباشند . از قرار مذكور با تبريز مخابره دارند . شاه حالتش بهتر است . امروز به پاى خود قدرى راه رفت .
دولت خيال دارد مجلس مشاورهء وزرا انعقاد نمايد كه عبارت از سنا « 2 » باشد .
روز دهم ، شاه با اتومبيل از ميان بازار و درب مسجد شاه عبور كرد و مردم به او دعا كردند ، مىخواست به مسجد شاه برود . او را مانع شدند . بعد بىخبر به منزل نايب السلطنه رفت . دلجويى از ملت مىنمايد . مجلس ملى تكاليف اهالى مجلس را نوشته « 3 » به شاه ارائه دادند . در برخى از آنها ايراد كرد . دوباره مشغول تغيير آن مىباشند .
وزير مخصوص اختيار قصابخانه را به حيدر على خان كاشى داده . بعضى قصابها مىخواستند گوشت را نهصد دينار به فروش رسانند . به آنها بد گفت و مانع شد كه يك
هامش
( 1 ) . در تاريخ مشروطه احمد كسروى ، فصل دلانگيزى آمده تحت عنوان : تبريز چگونه بهپا خاست . ( فصل سوم از جلد اول )
( 2 ) .Senat( 3 ) . يعنى آئيننامه ( نظامنامه ) داخلى مجلس .