بايد ما را بخواهد . علاء الدوله فرستاد آنها را كشيدند [ و بردند ] . سعد الدوله پيش شاه و اتابيك رفته استعفا كرد و قبول شد . در روز جمعه هيجدهم شغل وزارت تجارت ضميمهء مشاغل علاء الدوله شد و علاء الدوله قوتش زياد شد و التزام از تمام عطار و سقطفروش گرفت كه يك من شش هزار و دهشاهى [ قند را ] بخرند و شش هزار و يازده شاهى بفروشند ، ليكن در خردهفروشى « 1 » سيرى سى و پنج « 2 » پول كه يك من هفت قران باشد . در اين چند روز شلوغى ، از ترس علاء الدوله ، گوشت و نان از هميشه بيشتر بود .
در روز شنبه نوزدهم شوال ، طهران از همه جهت امن بود و صدائى نيست . در شب پنجشنبه تا ساعت هفت از شب مشير الدوله نزد شاه بود و امام جمعه در ساعت دو و نيم از شب به اطاق امير بهادر در دربار رفت .
طهران
در عشر دوم شوال ، شكر الله خان نام در طهران در خواب ديد كه اتابيك تمثال شاه را سرنگون در دست دارد و مىخواهد مستقيم نمايد كه ناگاه گلوله تفنگى به او خورده از دستش افتاد . تعبيرش اين است كه اتابيك مىخواهد دولت ايران را منظم نمايد ، ممكنش نخواهد شد .
فارس
در ماه رمضان ، نايب الحكومهء فارس يكى از رؤساى ايل قشقائى را چوب زد . از اين جهت اطراف فارس خيلى مغشوش است .
تبريز
در ماه شوال ، در تبريز نان يك من دو ريال گير كسى نمىآيد و قحطى است .
طهران
در بيستم شوال ، در اطاق ابيض ، اتابيك و ساير وزرا مجلس كنگاش داشتند و نيز
هامش
( 1 ) . متن : خورده
( 2 ) . هردو پول برابر است با يك شاهى و بر اين اساس هرقران چهل پول بود و بيست شاهى و ده عباسى .