اولا : آزادى صحيح در حقوق شخصى و قوهء فكر و خيال و نطق و اتحاد شراكت به عموم مردم بلاد ، بلاتفاوت ، داده شود .
ثانيا : در انتخاب وكلاى ملت براى مجلس دوما تعويقى روى ندهد و به ساير مردم كه تاكنون حق انتخاب وكيل نداشتهاند ، اجازه داده شود كه عموما حق مداخله و انتخاب اجزا داشته باشند ، تا اينكه مجلس دوما برقرار شود و ترتيبات قوانين را از طرف خود مجلس بدهند .
ثالثا : قانون تغييرناپذيرى گذارده شود كه تا قانون جديدى از طرف مجلس دوما پسنديده و قبول نشده باشد مجرى نگردد و مجلس مزبور حق رسيدگى را نيز بايد در امورات حكومتى داشته باشد . دوما عبارت است از مجلس احتساب بلديه و موافق قانون روسيه غالب امور به توسط اعضاى همين مجلس حل و عقد مىشود .
طهران
پس از آنكه وزارت علوم و معارف به علاء الملك داده شد ، در 21 شعبان رؤساى مدرسهء ملت « 1 » را احضار كرد و قرار داد كه پروگرام « 2 » آنها همه يكى باشد و كتب معينه را ، كه وزارت علوم و انجمن معارف امضا كردند ، ناگزير به شاگردها درس داده شود و هيچ مدرسه شاگرد مدرسهء ديگر را قبول ننمايد مگر به امضا و رضاى مدرسهء اول كه شاگرد در آنجا بوده يا اينكه بعد و قرب منزل ملحوظ شود . در هرصورت ارائه دادن تذكره كه به امر وزارت علوم بنا شد به هريك از شاگردان بدهند « 3 » و اسامى خانه و محلهء خود و پدر خود و مدرسه را نوشته باشند ، لازم است و نيز قرار شد يك نفر مفتش از طرف وزارت علوم براى رسيدگى به امر داخلهء مكاتب و اطلاع از ترتيبات آنها معين گردد كه هرهفته راپرت « 4 » وقايع آنها [ را ] به وزارت علوم برساند .
هامش
( 1 ) . احتمالا مدارس ملى مقصود است .
( 2 ) . متن : پرگرام - به جاى اين كلمه فرنگى ، امروزه « برنامه » مىگوييم .
( 3 ) . جمله مبهم و گنگ است . ظاهرا منظور اين است كه وزارت معارف دخالتى در نقل و انتقال شاگردان از مدرسهاى به مدرسهء ديگر نكند ولى تعرفهاى به شاگردان داده شود تا پر كنند و برحسب آن ، شاگردان از لحاظ بعد و قرب منزل ، مدرسهء خود را انتخاب نمايند .
( 4 ) . به جاى راپرتRapportمىگوييم : گزارش .