است . قرار دادند كه اطراف خيابان شهر سرباز و سوار بايستد كه مبادا مردم صدمهاى به او بزنند .
طهران
در شب بيست و چهارم رمضان ، شاهزاده اتابيك سردارها را به منزل خود احضار كرده كه براى امر قشون ترتيبى بدهد .
طهران
در عشر دوم رمضان ، وزير مخصوص مدير مهام قشون ، چون در كارش استقلال نبود ، مرخصى گرفته به اسم شكار به دهات قزوين رفت . اتابيك هم گفت : حالا كه ميل به شغل خود ندارد همانجا باشد .
طهران
چون وزير بقايا بىاجازهء اتابيك به طهران مراجعت كرد ، [ اتابيك ] حكم كرد كه پدرش وزير افخم در طهران نماند و در عشر سوم رمضان به طرف كاشان حركت كرد .
طهران
در عشر سوم رمضان المبارك ، صدر العلما در مسجد آقا سيد عزيز اللّه بالاى منبر رفت و خيلى از ترتيبات حاليه بد گفت و مقصودش دولت بود و گفت ، حالا مثل سابق نيست . تمام علما متحد مىباشند و از توپ و تفنگ نمىترسيم ، البته بايد كارهاى خلاف خود را تغيير بدهند . و روز جمعه بيست و ششم رمضان ، آقا سيد عبد اللّه مجتهد خيال دارد به منبر مدرسهء سپهسالار مرحوم كه در آنجا نماز مىكند ، برود و مردم را بر ضد دولت تهييج كند . مشير الدوله مىخواست علما را با اتابيك صلح بدهد ، علما زيربار نرفتند . در عمارت تخت مرمر كه دربار است غلام كشيك اضافه كردند .
در بيست و پنجم ، شاه با علاء الدوله حكمران طهران خلوت كرد ، گويا داستان علما و قصهء بلواى آنها است .
طهران
در عشر سوم رمضان ، علماى طهران اجتماع كرده مىخواهند حكم بدهند كه خانهء