مشير الدوله وزير خارجه است قونسول مصر در ربيع الاول مىشود .
شاه در عشر دوم ربيع الاول حكم كرد وزير همايون را به منزل اتابيك بردند تا اتابيك از گناهش بگذرد . در ربيع الاول ، اتابيك دو نفر از نوكرهاى خود را كه شاهزاده هستند براى رسيدگى به دهات خود به آمل مازندران فرستاد . آنها با ميرزا محمد خان اعظام الدوله سردار كه از گردنكشان ايران و مالك تمام خطهء آمل و لاريجان باشد نزاع كردند . اعظام الدوله يكى از آن دو نفر را كشت . تلگراف به اتابيك زدند . به شاه عرض كرد . سوار از طهران براى گرفتن او فرستاد . ليكن اين آشوب آسانى نيست كه به زودى بخوابد يا اعظام الدوله به چنگ بيايد . پنجاه هزار نفر طايفه و ايل دارد ، بهعلاوه اعظام الدوله با سپهسالار منسوب « 1 » است .
ميرزا سيد ابو القاسم پسر امامجمعهء طهران كه پشتدرپشت امامجمعه بودهاند و طرف وثوق ملت و دولت هستند ، چندى بود كه براى تحصيل فقه و اصول به كربلاى معلّى رفته بود . اين اوقات كه علمش به كمال رسيد و اجازهء اجتهاد از علماى آنجا را گرفت ، پدرش امامجمعه به طهرانش خواست . در عشر سوم ربيع الاول وارد طهران شد در حالتىكه بيشتر مردم طهران پيشبازش رفتند . خيلى محترم وارد شد . هيچكس به اين احترام وارد طهران نشد . تلگرافى هم از آقايان حاجى ميرزا حسين حاجى ميرزا خليل و فاضل شربيانى كه هر دو حجة الاسلام وقت هستند و در عراق عرب سكنا دارند براى پدرش امامجمعه آمد كه « حضرت حجة الاسلام ميرزا سيد ابو القاسم محض اينكه اطاعت امر پدر را نموده باشد گذاشتيم كه به طهران بيايد . بايد تمام مردم ايران اطاعت او را واجب شمارند و بر همهكس تقدم دارند . از رفتن ايشان عراق عرب از علم خالى ماند . » اين تلگراف شورشى عظيم در ميان مردم انداخته عنقريب است كه درب خانه ساير علماى طهران بسته شود . سن ميرزا ابو القاسم قريب به چهل و پنج سال مىباشد .
در عشر سوم ربيع الاول ، اعلانى در طهران چسبانيدند و تمامش شكايت از اتابيك و خرابكاريهاى او مىباشد . حرارت امسال طهران به سى و پنج درجه رسيده و مدتهاست
هامش
( 1 ) . متن : منصوب