صدراعظم اغلب بواسير خونى دارد . در عشر سوم ذى قعده خونش حبس شده و صدراعظم كسالت پيدا كرده و درد شديد دارد .
در عشر سوم ذى قعده ، شاه مىگفت خوب است كه خيابانهاى اطراف باغ گلستان خود را شن فرش كنند و راه مخصوص به خيابان باز كنند كه كالسكهرو باشد .
در 26 ذى قعده ، مشير السلطنه وزير خزانه و بيوتات جواهرآلات و اشياء قيمتى كه در عمارات گلستان بود محض رفتن شاه به فرنگ به خزانهء اندرون حمل داد .
ظلم به اهالى دزفول ، در اين عهد در محلهء دزفول رسم است كه كدخداى محله رياست محلهاى از محالّ دزفول را به پاكارى اجاره مىدهد . پاكار هر تعدى كه خواهد به مردم مىنمايد . در محلهاى عروسى اتفاق بشود ، هم خانهء داماد و هم خانهء عروس ، بايد رسما حق پاكار محله را بدهند . هرگاه كسى خانهاش خراب شده مىخواهد او را تعمير نمايد حق مشخصى از براى پاكار است ، اگرچه ده نار باشد . اگر كسى خواهد كه پسر خود را ختنه نمايد ، پاكار با چند نفر الواط به خانهء او رفته بايد صاحبخانه از براى تمامشان قند و شيرينى بدهد .
هرگاه پاكار محله ده رأس اسب داشته باشد بايد مخارج كاه و جو اينها را رعيت بيچاره از عهده برآيند و الّا اسبابچينى براى آنها مىنمايد . اگر به خانهء پاكار از مشايخ عرب يا يكى از خوانين درآيند و نوكر و سوار داشته باشند ، سوار آنها را قسمت به اهل محله مىكند كه مخارج آنها را از عهده برآيند . اگر خانهء رعيت جا نداشته باشد بايد از خانه بيرون برود و سوار را جاى بدهد كه اگر جاى ديگر نداشته باشد بايد پهلوى خود و عيال خود بخواباند . اگر پاكار محله بفهمد كه زنى بىشوهر در محله هست يا شوهرش به سفر رفته پاكار با جمعى از اوباش به خانهء او ريخته و فرياد مىكنند كه از آنطرف رفت .
در اين وقت مردم به خانهء او جمع شوند ، پاكار خطاب به آن عفيفهء بىاطلاع كرده كه مرد اجنبى كه در پهلوى تو نشسته بود كيست و كجا رفت . ناچار آن عفيفه بعد از قسم و انكار مبلغى داده تا بيشتر رسوا نشود . همچنين اگر مردى تنها در خانه نشسته باشد به سر او ريزند و گويند فلان زن پهلوى تو بود و رشوه گيرند .
پس از آنكه دولت ايران از روس پول قرض كرد ، دولت انگليس رنجيدهخاطر شد تا
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 499
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٤٩٩