دهم شوال المكرم كتابچه جمع و خرج انگليس بيرون آمد . يك مليون و نود و يك هزار و هفتصد ليره بر مخارج اضافه گرديده و هفت هزار و چهارصد و نود و سه نفر نيز بر عدهء قشون افزوده شده غير از قشون متعلق به هند . انگليس خيال دارد بهجاى ازدياد توپخانه سواره و پياده كه در نظر دارند توپخانه سريع العمل تهيه و ترتيب نمايند . انگليس گفته مخارج جنگ سودان براى دولت انگليس دويست و پانزده هزار ليره بوده و اين مبلغ در محاسبات حشوى مأخوذى مصر منظور خواهد شد .
در طهران مشهور است كه حاجى محمد رضاى همدانى واعظ نقل كرده كه تازه در راه اصفهان ، مردى يك لنگه گندم و يك لنگه ارزن بر خر خود حمل كرده كه به آسيا برد .
در بين راه بار مىافتد . ناگاه سوارى پديد مىشود . به سوار مىگويد با من كمك نما ، بار نمايم . سوار مىپرسد كه در جوال تو چيست . مىگويد يكى گندم يكى ارزن . سوار مىگويد هر دو گندم است . آن مرد نگاه مىكند . هر دو را گندم مىبيند . بارى بار كرده مىرود و سوار ناپديد مىشود . دوباره در بين عبور ، بارها پرت مىشود كه ناگاه سوار پديد آمده آن مرد كمك مىخواهد . مىگويد در بار تو چيست پاسخ مىدهد هر دو گندم باشد باز سوار مىگويد نى ، هر دو آرد است .
چون آن مرد بار را باز كرده مىبيند هر دو آرد است آنوقت سوار به او مىگويد برو و ظل السلطان در اصفهان به تو صد تومان خواهد داد و تا چند ماه ديگر گرانى غله بدل به ارزانى خواهد شد .
از آنجا كه خاك سودان وسيع و قبايل بدويه زياد دارد و عقيدت كامل به محمد احمد دارند و كينهء مخصوص به انگليسيان ، دوباره جمعى كثير گرد خليفه عبد الله مجتمع آمدند و در كردو خان استعداد زيادى فراهم آورده تازه جمعى از دراويش از كنار نيل پديد آمده به يك كشتى جنگى انگليس كه به فشوده ( فاشودا ) مىرفت شليك كردند .
حكومت كاشان را كه ميرزا ابو القاسم خان مستوفى گرفته بود ، از آنجا كه قوه پيش بردنش را نداشت از او منتزع شد و به ميرزا جعفر خان مستوفى كه سابق بر اين نيز حكومت كاشان را از جانب ميرزا حسن وزير داشت ، در عشر دوم ذى قعده ، دادند . از جانب موثق الدوله ، اما چون مرد سليم كودنى است از عهده برنمىآيد .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٣٤٥