به مفتاح الدوله شد و پسر دومش ميرزا مسعود خان مفتاح السلطنه و ميرزا حسن خان منشى وزارت خارجه پسر ميرزا مهدى رئيس گيلانى ملقب به دبير مخصوص شد .
دهم شوال المكرم ، حكومت خمسه را به سالار الدوله [ ابو الفتح ميرزا ] « 1 » بن مظفر الدين شاه دادند . با آنكه سابق بر اين حاكم كرمانشاهان بود و بسيار در آنجا تعدى كرد ، باز حكومت را به او دادند .
در شب پانزدهم شوال المكرم ، آقا غلامحسين خازن الممالك را كه سابق پيشكار خزانه بود ، در عهد ميرزا على خان امين الدوله صدراعظم به حكم شاه او را در دفتر حبس كردند زيرا كه براتهاى تخاقوىئيل را نداده بود . گويند پسر امين الدوله وجه بروات را خورده است .
به جهت كشيدن حساب امير خان سردار معظم وزير جنگ ، مشار اليه به خانهء صدراعظم در هشتم شوال المكرم بست نشست . به وساطت صدراعظم ، شاه يك شمشير مرصع در يازدهم شوال به او داد و از او درگذشت . هم در آن روز يك شمشير مرصع به علاء الدوله حاكم مازندران دادند . هم در آن روز ، يك عصاى مرصع به ميرزا فضل الله خان وكيل الملك وزير خلوت دادند . وى بسيار مرد نجيب و باكمالى است ولى بدخلق است . مدير الدوله متولىباشى آستانهء مقدسه حضرت رضا عليه السّلام را شاه در يازدهم شوال معزول كرد و توليت عليه را به صديق الدوله مازندرانى كه مرد مقدسى است دادند .
حاجى شهاب الملك امير نويان حاكم كرمان پيشكارى در تهران دارد كه داماد اوست مسمى به ميرزا فرج اللّه خان بنان السلطنه كاشى . انبار غلهء شهاب الملك در طهران مبالغى گندم داشت . حاجى حسين آقاى تاجر رئيس نرخ طهران فرستاد گندم را از انبارش درآورد . بنان السلطنه و آدمهايش آدم حاجى حسين آقا را زدند . لهذا به حكم دولت فرستادند بنان السلطنه را بگيرند ، فرار كرده به خانهء صدراعظم . در هفتم شوال المكرم بست نشست . برادرش ميرزا داود خان را گرفته حبس كردند .
هامش
( 1 ) . در متن ابو الفضل ميرزا و ضمنا روى اين قسمت خط كشيده شده و ظاهرا مؤلف خود خط زده .