تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩

وزارت طهران

در ماه ذى حجة الحرام 15 ، وزارت دار الخلافهء طهران به ميرزا ابو القاسم خان نورى مستوفى اول برحسب ميل جناب نظام الملك حكمران طهران مرحمت شد . ميرزا ابو القاسم خان بسيار شخص كافى مدبرى است . در امور حكومتى فراستى به كمال دارد ، چنان‌كه وقتى كه حكومت كمره و خوانسار و گلپايگان به دست او بود قتلى واقع شد . خود بنفسه رسيدگى كرد و از هر طرف مقتول را نظر كرد . فورا قصاب‌هاى شهر را طلب داشت و به هريك نظرى كرد . پس از آن آنها را مرخص كرده ، يكى از آنها را نگاه داشت و گفت : به راستى با من بگوى كه چرا اين بيچاره را به قتل آوردى ؟ قصاب ناچار واقعه [ را ] اظهار داشت و گفت : از اين پيش با پسرى پريچهره نرد محبت باختم و در آتش اشتياقش گداختم . مرد مقتول حيلتگرى كرد تا از چنگم بربود و شب‌ها به خوشى با او بغنود . هرچند لابه كردم و معشوق خود را از وى طلبيدم فايدتى نداد . فرصت همى شمردم تا او را شبى خفته يافتم ، با كارد سر از تنش دور ساختم ! حاضرين از اين فراست صائب به شگفتى شدند و سببش را از حكمران پرسيدند كه از چه‌روى بعد از ديدن مقتول قصابان را احضار كردى ، از آن پس سايرين را رها كردى و اين شخص را به توقف امر نمودى ؟ گفت چون مرد مقتول را از هرسوى نگريستم ، آثار پاك كردن خون را به گردن او ديدم و اين روش قصابان باشد كه چون گوسفندى كشند خونش را با لب كارد به گردن گوسفند مالند . بر من معلوم شد كه قاتل قصاب است . بعد از حضور آنها ، هيچ‌كدام را آشفته‌تر از اين مرد نديدم . بر من مكشوف افتاد كه قاتل بيرون از او نباشد . حاضرين بسى شگفتى گرفتند .

وفات شاهزاده ضياء السلطنه

نواب عليّه شاهزاده ضياء السلطنه خواهر اعلىحضرت شهريارى ، زوجهء جناب ميرزا زين العابدين امام جمعه در شب چهارشنبه نوزدهم ذى حجه 1315 ، در طهران
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 179 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى