شورش معنوى در طهران
در شوال هزار و سيصد و پانزده ، ميان علما و رجال و ساير طبقات طهران شورش معنوى برپاست . يكجا دولت پول ندارد كه به ارباب مواجب و مستمرى بدهد و آن قرضى كه صدراعظم مىخواست از خارجه قرض كند ممكن نشد . زيرا كه آنها گرو مىخواستند و صدراعظم زير بار نرفت . يكجا مردم واهمه دارند كه صدراعظم مىخواهد مستمرىها را قطع كند و مىگويند ارباب مستمرى ، به جهت جزئى مستمرى كه دارند ، از كسب و علم دست بازداشتند و به همين واسطه گدا شدهاند و نيز وزرا ، از او در بيم مىباشند كه كمكم آنها را مىخواهد از ميان بردارد و بر وفق دلخواه خود وزير تعيين كند . يكجا جلو مهر خود را دارد و كاغذ ناخوانده را مهر نمىكند و به كسى بىجهت پول نمىدهد و احكام ناسخ و منسوخ علما را گوش نمىدهد و راه مداخل آنها را به يك اندازه مسدود كرده . بهعلاوه جناب امين السلطان صدراعظم سابق ، مردم را به پول دادن و وعدهء شغل به خود مايل ساخته ، اين است كه در اغلبى از محافل و مجالس هواخواهان امين السلطان از امين الدوله و رفتار و خيالاتش بد مىگويند و مردم و علما را بر ضد او تحريك مىنمايند . يك خوف ناگهانى از صدراعظم در دلها جايگير شده كه چارهپذير نيست .
سرماى طهران
ده روز از حوت سال هزار و سيصد و پانزده گذشته ، با اينكه هواى بهار و [ وقت ] روييدن ازهار مىباشد و برفها آب شده ، سه شبانهروز پياپى در طهران برف آمد و هوا از وسط زمستان سردتر شد و يخ بست .
محاكمات نظام
در ماه رمضان المبارك 15 ، رياست محاكمات عسكريه كه در دست شاهزاده جمشيد ميرزا بود گرفته شد و به ميرزا محمد على خان مصدق الدوله نايب پيشخدمتباشى غفارى كاشانى مرحمت شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . قبلا اين مطلب ذكر شده بود .