نوشته در ماه ربيع الثانى به لقب امام الحكماء ملقب شد .
سركشى ايل بيرانوند
چندى بود كه بعضى از رؤساى طايفهء بيرانوند لرستان مشغول خودسرى و راهزنى بودند و از دادن ماليات ديوانى ابا مىنمودند . شاهزاده عبد الله ميرزاى حشمت الدوله والى لرستان و بروجرد ، اردوئى در تنگ رباط منعقد كرد و خواست آنها را كيفر دهد .
چون رؤساى ايل مزبور كار را سخت ديدند « 1 » از كرده پشيمان شده ، ماليات را به گردن گرفتند . در اينوقت حكومت خرمآباد به عهدهء غلام شاه خان پسر حشمت الدوله بود و عشاير الوار به عهدهء پسر ديگرش نصرت الله خان و حكومت دلفان به محمد ابراهيم خان ميرپنجه و پيشكارى بروجرد و لرستان با ميرزا فرج الله خان مستوفى ، حكومت بروجرد با اميرزاده حشمت السلطان بود .
رياست قشون به امير خان سردار معظم
چون خاطر مبارك اعلىحضرت شاهنشاهى را از نواب و الا شاهزاده فرمانفرما وزير جنگ مكدر داشتند و به دروغ يا راست بعضى نسبتها به او دادند كه چه گفته و چه در خاطر نهفته ، كه مكرر سوء افعالش را اعلىحضرت همايونى در ميان جمع مىفرمود ، تا در ماه جمادى الاولى هزار و سيصد و پانزده ، وزارت جنگ را از شاهزاده فرمانفرما انتزاع داشته ، رياست قشون به نواب و الا امير خان سردار معظم مرحمت شد ، لكن اختيار تامهء قشونى را مخصوص ذات همايونى خود گذاشت .
ايالت فارس به فرمانفرما
در عشر اول ماه جمادى الاول هزار و سيصد و پانزده ، فرمانفرمايى فارس از جناب ميرزا اسد الله خان ناظم الدوله انتزاع شد و به شاهزاده فرمانفرما به انضمام حكومت بنادر مرحمت شد .
هامش
( 1 ) . تصحيح قياسى . متن : سخت دادند .