دارد ] « 1 » اعلىحضرت همايونى در عشر اول محرم چهارده و پانزده تعزيهدارى را در تكيه دولتى نياوران ، بهپاى داشت .
سيد سلماسى آتشگير
در عشر اول محرم 15 ، جوان سيدى از اهالى خلخال تبريز « 2 » به سن چهارده سالگى به طهران آمد و در يكى از حجرات مدرسهء مرحوم سپهسالار منزل كرد . كرامتى از او آشكارا بود . بدين طريق كه آهن را در آتش ، ديگران سرخ مىكردند و به دست او مىدادند و دست را برهم مىگذاشت ، آنگاه با اين حالت آب روى دستش مىريخت و اذيتى به او نمىرسيد و مىگفت هركس از اين آب بخورد دواى امراض او است و قبل از عمل وضو مىگرفت و اسامى مبارك ائمهء اطهار عليهم السّلام را مىخواند . خود حكايت كرد كه من در وقتى كه شش سال داشتم زنى در خواب ديد كه اگر من اين عمل را بنمايم شفاى امراض است . چنين كردم . پول هم از كسى نمىگرفت و مىگفت اگر پول بگيرم شايد اثرش تمام شود . او را اجاق مىدانستند و مكرر او را امتحان كردند كه مبادا دوا به دستش ماليده باشد . قبل از وقت دستش را به صابون مىشستند .
سيل تبريز
در ششم صفر 15 ، چنان سيل عظيم از طرف ميدان چاى تبريز به محلهء اميرخيز و راسته كوچه و پل سنگى آمد [ كه ] بسيار خانهها را خراب و جمعى را از انسان و دواب به هلاكت رسانيد . مدتش سه روز بود . گفتند چنين سيلى كسى به خاطر ندارد . شاه دو هزار تومان و جمعى ديگر مبالغى اعانه دادند و سدى جلو آن سيل بنا نهادند .
رياست امين الدوله
نواب و الا شاهزاده فرمانفرما در وزارت جنگ بعضى ترتيبات داد كه اسباب ترقى نظام در آن ملحوظ بود ، لكن چون در امور داخله دستاندازى داشت و بعضى از وى
هامش
( 1 ) . در متن نيست ، قياسا تكميل شد .
( 2 ) . كسى در متن اضافه كرده : اسمش سيد ابو المعالى است .