ظلم بالسويه عدل است ، 137
ظهر تعليقه ( : پشت نامه ) 66 ، 67
ظهور حمره ( : پيدا شدن سرخى در آسمان ) 44 ، 89
عارض شدن ( : شكايت كردن ) 177 ، 179 ، 193
عاشورا ، 47 ، 48
عاقلهء كسى شدن ( : زن مشّاطه ، خويشاوند و نزديكان قاتل و غير مكلّف به علت سفاهت يا عدم بلوغ . . . كه ديهء مقتول را بين ايشان قسمت كنند ) 189
عاليجاه ( : آنكه مقامى بلند دارد ) 38
عاليشأن ( : داراى مقام و مرتبهء بلند ، از عناوين شاه ) 65
عباسى ( : واحد پول كه در زمان شاه عباس بزرگ ايجاد شد ) 24
عباى تزوير ، 179
عبرت للناظرين ( : پندى است براى بيننده ) 45
عبد عبيد ( : بندهاى از بندگان ) 85
عتبات عاليات ( : مشاهد متبركه ) 143
عتبه ( : خانه ، آستانه ) 45 ، 88 ، 186
عتبه بوسى ( : زيارت مشاهد متبركه ) 45
عثر هرج ( : به سر درآمدن ، لغزيدن ) 85
عثور ( : لغزيدن ) 114 ، 150
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد ، 102
عذر تقصير خواستن ( : پوزش طلبيدن ) 163
عذر موجه ( : عذرى كه مورد قبول واقع شود ) 122
عربده جوى ( : بدخو ، نعره زننده ) 198
عرش درجات ( : داراى درجهاى چون عرش ) 45
عرض ( : ديوان عرض ؛ وزارت جنگ ( در قديم ) ) 193
عرق انفعال 88
عرق بنفش 188
عريضه ، عريضهجات ، 49 ، 65 ، 101 ، 180
عريضهنگار ( : نامهنويس ) 49
عزّ قبول ( : پذيرفته ) 105
عسر حرج ( : در ناراحتى و فشار قرار گرفتن ) 85
عشر ( : دهيك چيزى ، يك دهم ) 181
عشاير ، 83 ، 118 ، 150
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٥٥