تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
چون عاليجاه آقا محمد ابراهيم نايب باغواى رمضان بك عمو آغاز پيچيدگى به عاليجاهان ميرزا ربيع و كدخدا غلامرضاى رشگينى نموده ، مدت هفتاد روز آمده ، در سرعمارت ماندند و از طرفى به عاليجاه فتح الله خان آغاز بيمزگى نمودند و از راهى بر سر شهرستان بالا ريخته با نواب اكبر ميرزاى ولد نواب سلطان ابراهيم ميرزا درآويخته ، كدخدا حسن بالا شهرستانى را برده شكنجه و در فانفين محبوس ساخت . تعليقه‌اى نواب سلطان ابراهيم ميرزا به اينجانب نوشته كه بايد در مقام حمايت اكبر ميرزا و بالا شهرستانى و استخلاص كدخداى مومى اليه برآمد . جوابى نوشته و درصدد حمايت برآمده ، كار به جائى رسيد كه آقا محمد ابراهيم نايب به افساد و افسانه و افسون رمضان بيك فريفته شده فرستاده ، نصر الله و چند نفر فشگى را با اجماعى به فانفين آورده كه هم حفظ خود كند و هم به اسم آنكه ميرزا ربيع و كدخدا غلامرضا را از سرعمارت ببرد . از اينطرف هم شهرستانين را اكبر ميرزا و فتح الله خان در جزو مطلع و جمعى از رشگين‌پره به استمداد در كمال استعداد آمده ، در سرعمارت هم بند نشده ، رفته در امام‌زاده محمد ( ع ) در برابر فانفين ايستادند ، به بهانهء آنكه در بست هستيم كه چرا كربلائى رسول - ريش‌سفيد ما - را در حبس دارى . آنها به توهم كه خواهند نصف شب ريخت و با ايشان در مقام ستيزه برآمدند . اينجانب به جهت بازديد مصيبت همشيره به فانفين رفته بودم . من باب مصلحت قطع ما يقال كرده ، كه آن اجماع بروند . اجماع امامزاده را هم من كه رفتم روانه مىكنم . آن شب را نايب به صحبت و نصيحت ما مايل و در خدمتشان بوديم . على الصباح كه معاودت شد و تفريغ حساب به عمل آمد ، آمده اجماع را روانه و رفع افساد شد . ولى فتح الله خان اصرار نمود كه بايد عريضه‌اى مفصّل از اجحافات عاليجاه آقا محمد ابراهيم به مقرب الخاقان حاجى حسنعلى خان نوشت كه مباد مشتبه نمايد . فتح الله خان و امامويردى بيك و ميرزا ربيع و بعضى از كدخدايان جمع شده قريب پانصد تومان كه به اسم و رسم از اهالى رودبار گرفته و تيغ عاجزكشى را كه به نمايندگى رمضان بيك مصقول كرده بود ، عريضهء ممهورى نوشته ، انفاد شهر شد . حاجى خان از بىايمانى گوش نداده ، جواب لاطايلى به اينجانب نوشته
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 162 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى