تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
رحمت بر غارس آن باغ باد . فرداى ديگر از راه گل زرد كه محلى است موسوم به يافت‌آباد حاجى [ ميرزا ] آقاسى رفته ، در باغ و سردرى او ناهار صرف و خواب و تماشاها نموده ، طرف عصر سوار وارد شاهزاده عبد العظيم شده ، على الصباح به حمام رفته ، به زيارت حضرت شاهزاده عبد العظيم و مراقد ابوى و اخوى شده ، چون آب باران قبور را كه در جنب مقبرهء باغ طوطى است گل‌آلود و خط سنگهاى قبور زير گل مانده ، قطع بهمرسيد كه آب نشر خواهد كرد . بنائى آورده نيم ذرع بل متجاوز از آجر و گچ بلند كرده ، شب ديگر نيز متوقف شده ، آداب زيارت به همه جهت به عمل آمده ، مطالب خود را از يمن تولاى آن بزرگوار خواسته . از آنجا حركت و وارد دار الخلافه شده ، در خانهء همشيره كه چنين گمانى نداشت على الغفله ديده ، از گريه مدهوش شد . عاليجاه ميرزا محمد رضا مطلع شد ، به ديدن آمده ، مذكور ساخت كه علينظر خان و ساير سركردگان هم وارد شده‌اند . رسوم شعبانعلى بيك را از خود داده ، فردا در مسجد شاه همه را جمع و ناهارى ترتيب داده ، حرف زياد به ميان آمد كه غرض صدراعظم از احضار شما به جهت شقاق و شكايت است و مكنون ضميرش اينكه چنان كه سرباز قزوين جمع به سيف الملك است ، ايلات را هم جمع او نمايد . بر شماست ايستادگى ، همگى تعهد كردند . اينجانب عرض كردم كه همان پاداش عملى است كه رشوند را به اجبار اخبار كرديد و حساب از من خواستيد و سركردگانى مثل حسين خان و علينظر خان را خراب كرديد و سيصد تومان از من گرفتيد ولى باز در حق شما ان شاء الله خلاف نخواهد شد ، زيرا كه سيف الملك از اعجوبه و بسته به صدارت است . ما را طاقت او نخواهد بود . على الصباح صدراعظم احضار و قرار داد كه رمضان بيك فراش خلوت ، محصل باشد . سركردگان را با ميرزا محمد رضا در خانهء امين لشكر جمع كرده ، محاسبهء دريافتى مواجب هركس را از بابت ئيلان‌ئيل برسند . از اتفاقات حاجى حسنعلى خان وزير را هم به جهت همين معامله احضار كه چرا به قبض ميرزا محمد رضا مواجب ئيلان‌ئيل داده او هم در خانهء صاحبديوان جديد منزل كرده
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 131 | محمد على خان رشوند / منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى