مىنشست اول كسى بود كه شروع به غذا خوردن مىكرد و آخرين كسى بود كه از غذا دست مىكشيد . و هنگام غذا خوردن از جلو خود ميل مىفرمود . تنها در موقع خوردن رطب و خرما بود كه دست بجانب ديگر هم مىبرد .
آشاميدنى را با سه نفس مىآشاميد ، و آن را مىمكيد و نمىبلعيد . و دست راستش اختصاص داشت براى خوردن و آشاميدن و گرفتن و دادن ، جز با دست راست چيزى نمىداد و چيزى نمىگرفت . و دست چپش براى كارهاى ديگرش بود . در جميع كارهاى خود « تيامن » را دوست داشت ، در لباس و در كفش پوشيدن و در شانه كردن مو .
وقتى كسى را صدا مىزد سه بار تكرار مىكرد ، ولى در كلام خود تكرار نداشت و اگر اذن دخول مىگرفت سه بار تكرار مىنمود . كلامش روشن بود ، بطورى كه هر شنونده آن را مىفهميد . و چون تكلم مىكرد سفيدى دندانهايش برق مىزد . و دندانهاى ثنايايش بطور جالب از هم جدا بود ولى فاصله نداشت .
نگاه كردنش كوتاه بود و به كسى خيره نمىشد ، با هيچ كس سخنى كه مورد پسند طرف نبود ايراد نميكرد . هنگام راه رفتن مانند كسى كه بر زمين سراشيب راه رود
سنن النبي ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٦