را با زبير و عمار فرستاد تا آن را بيرون آوردند . على عليه السلام با همراهان آب چاه را كشيده سنگ ته چاه را بلند كردند و جادو را در زير آن پيدا كرده خدمت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آوردند : در ميان جلد طلع خرما مقدارى از موى سر پيغمبر ( كه موقع شانه زدن ريخته بود ) با چند دنده از دنده هاى شانه آن حضرت وجود داشت ، كه به آنها يازده گره با سوزن دوخته شده بود . دو سوره : « * ( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ) * و * ( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ) * » بر حضرت نازل شد ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شروع بر قرائت آيات آن دو سوره كرد و در آخر هر آيه يكى از آن گره ها باز شد ، پس از باز شدن تمام آنها رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مانند كسى كه بند از او برداشته باشند شادمان شد . جبرئيل نيز آن حضرت را با اين كلمات تعويذ نمود : « با نام خدا ترا از شر هر حسود و چشم بدى تعويذ ميكنم ، خداوند ترا شفا كرامت كند » .
دعا و تعويذى ديگر
408 - مرحوم مجلسى در كتاب « بحار الانوار » از كتاب تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام نقل كرده است : كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله دست خود را بر گوشت ذراع ( دست گوسفند ) كه زن يهودى آن را مسموم كرده بود ، كشيد و گفت : « بنام
سنن النبي ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 351
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٥١