آفتاب طلوع كرد ، حضرت رضا عليه السّلام غسل كرد و عمامهء سفيدى كه پارچه اش از پنبه بود . به سر بست و يكطرف آن را به جلوى سينه و طرف ديگر را به پشت سر انداخت .
و به تمام غلامان و خدمتگزاران خود نيز دستور داد ، كه چون او ، عمل كنند و آماده شوند . سپس عصائى را كه دسته اش آهنى بود بدست گرفت و پاى برهنه ، در حالى كه لباسهايش را بالا زده و ساق پايش نمايان بود ، آمادهء بيرون رفتن شد . غلامان با همان هيئت و قيافه جلو او ايستادند ، حضرت نظرى بسوى آسمان كرد و چهار بار تكبير گفت - تا آنجا كه دارد : - امام عليه السّلام با همان جلال و عظمت بر مردم نمايان شد ، بر در خانه ايستاد ( و با صداى بلند ) فرمود :
« الله اكبر ، الله اكبر ، الله اكبر على ما هدانا الله اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام ، و الحمد لله على ما ابلانا »
. او صدايش را به اين كلمات بلند كرد ، و غلامان نيز با او همصدا شدند - تا آنجا كه دارد : - حضرت در هر ده قدم يك بار توقف ميكرد و چهار تكبير را ( با صداى بلند ) ميگفت . . .
299 - در كتاب « فقيه » روايت شده كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله وقتى براى
سنن النبي ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧٧