« على » در « سحاب » پيش شما آمد .
هميشه لباس را ، از طرف راست مىپوشيد و مىگفت : « شكر خدا را كه مرا به چيزى كه عورتم را به آن پنهان كنم . و خود را در بين مردم با آن زينت دهم ، پوشانيد » و چون لباس از تن بيرون ميكرد ، از طرف چپ آن را بيرون مىآورد .
و چون لباس نو مىپوشيد ، لباسهاى كهنه خويش را به فقير مىداد و مىفرمود :
هر مسلمانى كه براى رضاى خدا ، لباسهاى كهنه خويش را به فقير مىداد و مىفرمود :
هر مسلمانى كه براى رضاى خدا ، لباسهاى كهنه خود را به يك مسلمان به پوشاند ، مادامى كه آن لباس به تن فقير است در ضمانت و نگهدارى و خير خداوند خواهد بود ، خواه دهندهء لباس زنده باشد و يا مرده .
تشكى از پوست داشت كه با ليف خرما پر شده بود . و طول آن در حدود « دو ذراع » و عرضش قريب « يك ذراع و يك وجب » بود .
عبائى داشت كه چون مىخواست نماز نافله به خواند ، آن را دو تا كرده و به زير حضرت مىانداختند .
و آن حضرت روى حصير ، بدون فرش ديگر مىخوابيد .
و از اخلاق آن جناب اين بود كه حيوانات و اسلحه و اثاث خود را نامگذارى مىكرد ، اسم پرچمش « عقاب » و اسم شمشيرش كه در جنگها همراه داشت « ذو الفقار »
سنن النبي ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٣