پرش به محتوای اصلی

سنن النبي ( ص ) ( فارسي ) — صفحه 122

پدیدآورندگان:

ص۱۲۲
و براى آن حضرت عباى سياه رنگى بود كه آن را به كسى بخشيد . ام سلمه گفت : پدر و مادرم فدايت شود ، آن عبا چه شد ؟ فرمود : آن را به كسى بخشيدم . ام سلمه گفت : هرگز زيباتر از سفيدى شما را در سياهى آن عبا نديدم . و انس بن مالك گويد : بسا از اوقات آن حضرت نماز ظهر را ، با مادر يك قطيفه مىخواند در حالى كه دو طرف آن را بهم گره زده بود . و انگشترى به دست ميكرد - تا آنجا كه گويد : - و با همان انگشتر نامه ها را مهر مىزد و مىفرمود : مهر كردن نامه ها بهتر از تهمت است . عرقچين مىپوشيد ، گاهى آن را زير عمامه ، و بعض اوقات تنها به سر مىنهاد ، و گاهى نيز آن را از سر بر مىداشت ، شالى به سر و پيشانى مىبست . عمامه اى داشت كه آن را « سحاب » ميگفتند . آن را به على عليه السّلام بخشيده بود ، چون على عليه السّلام با آن عمامه مىآمد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مىفرمود :