كردهاند اخبار گردش افلاك و عجايب عالم و قصّهاء پيغامبران و پادشاهان و هر چه رفتست پراكنده ، و محمّد بن جرير الطبرى شرح داده است همه اخبار را ، و سيرت و سير ملوك عجم را * كه در اقليم رابع بودهاند بزرگتر پادشا [ ها ] ن عالم را ، [ و ] شرحى [ 1 ] زيادتى نكردست ، الّا ذكرى مختصر اندر سياقت پادشاهى ايشان اندر تاريخ خويش ، و اگر چه اخبار ملوك و اكاسره و شاهان و بزرگان ما تقدّم ظاهرست ( 1 - ب ) بيرون از تاريخ جرير [ 2 ] ، و هر يك على حده بجايگاه خويش شرحى تمام دارد ، و راويان پيشين نقل كردهاند از كتابهاء [ 3 ] فارسيان ، و اندر نظم و نثر باقى نگذاشتهاند هر يك كارگاه مقصود و ممدوح خويش آراسته بنقشهاء زيبا و طرازها [ ء ] خوب ، ما خواستيم كه تاريخ شاهان عجم و نسب و رفتار و سيرت ايشان درين كتاب على الولى جمع كنيم بر سبيل اختصار ، از انچ خواندهايم در شاهنامهء فردوسى كه اصلى است ، و كتابهاء ديگر كه شعبهاء آنست ، و ديگر حكما نظم كردهاند ، چون گرساسف [ 4 ] نامه ، و چون فرامرز نامه ، و اخبار بهمن ، و قصهء كوش پيل دندان ، و از نثر ابو المؤيّد [ 5 ] چون اخبار نريمان ، و سام ، و كيقباد ، و افراسياب ، و اخبار لهراسف . و آ [ غش ] [ 6 ] و هادان ، و كى شكن ، و آنچ در تاريخ جرير يافتيم ، و سير الملوك از گفتار و روايت ابن المقفّع ، و مجموعهء حمزة بن الحسن الاصفهانى ، كه از نقل محمد بن جهم - البرمكى ، و نقل زادوية [ 7 ] بن شاهويه الأصفهانى ، و نقل محمد بن بهرام بن [ مطيار الأصفهانى ] [ 8 ] و نقل هشام بن القسم [ 9 ] و نقل موسى بن عيسى [ الكسروى ] و كتاب تاريخ پادشاهان [ كه ] بهرام ابن مرادانشاه مؤبد شاپور [ از بلاد ] [ 10 ] فارس بيرون آوردست ( 2 - آ ) و آن را محقق كرده بحسب طاقت [ 11 ] ، و اگر چه اين كتابها كه نوشتيم
هامش
[ ( 1 ) ] - از ستاره تا اينجا در حاشيه نوشته شده .
[ ( 2 ) ] جرير مراد محمد بن جرير بن يزيد بن خالد و قيل يزيد بن كثير بن غالب ( 224 - 320 )
[ ( 3 ) ] در اين كتاب غالبا بجاى ياء اضافى يائى كوچك كه شبيه بهمزه است ميآورد و ما آن را به حال خود ميگذاريم .
[ ( 4 ) ] گرشاسف .
[ ( 5 ) ] در متن اينجا باندازهء يك كلمه حك شده است .
[ ( 6 ) ] آغش غير از الف ممدود باقى حك شده و ما از روى صفحات بعد اصلاح كرديم
[ ( 7 ) ] متن رادوية ، سنى ملوك الارض زادويه ( ص 9 ) .
[ ( 8 ) ] متن حك شده از سنى ملوك الارض گرفته شد ( ص 9 ) .
[ ( 9 ) ] سنى :
الاصبهانى .
[ ( 10 ) ] متن در اينجا مغشوش است .
[ ( 11 ) ] قسمت غالب اين اسناد كه ذكر كرده و قسمت عمدهء اين جلد كه جلد اول از مجمل التواريخ است نقل و ترجمهء تاريخ سنى *