طاق [ و ] الرصافه [ 1 ] مقتدر را دشنام دادند و سوگند خوردند كه حج و نماز ايشان باطل است كه وى كار حجاج معطل كرد و ثغرها بگذاشت ، ديگر روز قصر ثريّا بسوختند و مال برگرفتند ، و قپه [ 2 ] و كوشك اترجه [ 3 ] و كواكب [ 4 ] خراب كردند ، و هرچ آنجايگاه در بود از فرش و آلات و وحوش و مرغان گوناگون همه ببردند و باز بحلبه [ 5 ] آمدند و در ها بسوختند ، ( 242 - ب ) و بكوشك حسينى [ 6 ] رفتند - نشست گاه مقتدر - و فغان همى كردند تا شب ، و ديگر روز بكوشك بديع شدند ، و مقتدر بليق [ 7 ] را پيش ايشان فرستاد و عطاها پذيرفت ، تا ساكن شدند ، و درين سال روميان شمشاط [ 8 ] غارت كردند و مردم را در قبلهء جامع كشتند و ديوار ملاطيه [ 9 ] خراب كردند ، و در ماه شوال قرمطيان در كوفه شدند بعد از آنك مردم را زنهار دادند ، و مال پادشاه و نفقه و ذخيرهء حاج برداشتند و از آنجا بر ابن ابى الساج افتادند و بسيار [ از لشكر وى ] كشته شدند ، و از اين حادثه مردم برآشفتند ، و ابن ابى الساج گرفتار شد و لشگرش بسيار در آب غرقه شدند ، و مردم مقتدر را سخنهاء زشت گفتند كه همى ندانى تدبير مملكت ، بگذار تا كسى ديگر اين كار بكند ، و همهء مردمان بجانب شرقى باز آمدند [ 10 ] و نازوك صاحب شرط بفرمود [ 11 ] اصحاب القصب را تا ارباب [ 12 ] الانبار ببغداد اندر آيند از بيم قرامطه [ 13 ] و لشكر ابن ابى الساج ولايت خراب كردند ، و [ از ] نهيب قرمطيان با مردم انبار ببغداد آمدند و قرامطه در انبار شدند ، و در بغداد احتياطها كردند و نازوك دروازها ( 243 - آ ) ببست و مونس با سپاه بدر شهر باستاد بتل [ 14 ] عقرقوپ و پول بشكست و بليق با جماعت خويش و هزيمتيان ابن ابى الساج بحرب قرامطه [ شد و قرامطه
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : طاق الرصافه - از حمزه ص 131
[ ( 2 ) ] كذا : بسه نقطه
[ ( 3 ) ] كذا : حمزه . و الاصل :
ابرحه ،
[ ( 4 ) ] حمزه : الكوكب ص : 131 تجارب الامم : فنهبوا لقصر المعروف بالثريا « ج 5 لوزاك ص 268 » كذا : كا . ج 8 ص 56
[ ( 5 ) ] كذا : حمزه . اصل : بجمله . و حلبه نام محلى بوده است ،
[ ( 6 ) ] حمزه : الحسنى . . . ،
[ ( 7 ) ] كذا : حمزه ، و الاصل : بليغ . . و هو خادم المونس ، تجارب : نام بليق ندارد گويد : مقتدر مونس را بفرستاد ( ج 5 ص 268 )
[ ( 8 ) ] كذا : حمزه ، اصل سميساط . و شمشاط و سمساط دو ثغر مختلف بوده اولين در جزيره و دومين در شام - تجارب و كا ذكر اين محل را ندارند .
[ ( 9 ) ] كذا . حمزه . ؟ احمل ؟ : مليط .
[ ( 10 ) ] حمزه : مردمان غربى بجانب شرقى باز آمدند از بيم قرمطى .
ص : 132 .
[ ( 11 ) ] اصل : شرط را بفرمود و -
[ ( 12 ) ] اصل : با ارباب .
[ ( 13 ) ] اصل : بنى قرامطه .
حمزه : نازك صاحب شرطه نى فروشان باب الانبار را ملزم ساخت كه نىها را به داخل شهر بياورند تا بدست قرمطى نيفتد كه خندق را بدان پر سازند ، و عبارت متن غلط و ناقص است .
[ ( 14 ) ] اصل : نيل .