اين فتح [ بن خاقان ] كه كشته بود [ 1 ] درين وقت وزير بود . نقش الخاتم : المتوكل على اللّه ، و نيز گويند : اللّه معه [ 2 ] جعفر و عليه يتوكل [ 3 ] . . .
خلافت مستعين
سه سال و نه ماه و يك روز بود بديگر روايت دو سال و نه ماه و در تاريخ جرير چهار سال [ 4 ] چون متمكن گشت يحيى الحسينى بر وى خروج كرد و كشته شد ، پس داعى الحسن بن زيد العلوى بطبرستان بيرون آمد و كارش قوى شد و بماندند او و برادرش مدتها ، و فتنهء تركان برخاست بسامره ، و مستعين ببغداد آمد ، پس تركان معتز را از حبس بيرون آوردند ، و كارها رفت ميان معتز و مستعين ، و وقعتها بانبار [ و ] بغداد ، تا مستعين خود را خلع كرد در ماه محرم ، و از آن پس مستعين را بفرمود كشتن بقاطول در شوال دويست و پنجاه و دو ، و پنجاه و هفت ساله بود . نسب و حليت : ابو العباس احمد بن [ 5 ] محمد ابن المعتصم ، مادرش : ام ولد بود نام مخارق [ 6 ] و مستعين مردى بود نيكو روى و سفيد اما بر رويش نشان آبله داشت . وزيرش : ابو العباس احمد بن الخصيب [ 7 ] بود و ابو صالح [ عبد اللّه بن ] ( 235 - ب ) محمد بن يزداد . نقش الخاتم : احمد بن محمد ، و گويند : رافه اللّه باحمد ، و اللّه اعلم .
خلافت معتز
سه سال و شش ماه و بيست و پنج روز بود و بديگر روايت روز ، بيست و هفت گويد ، و در تاريخ جرير چهار سال و چهار ماه ، [ 8 ] برادرش مؤيّد را خلع فرمود كردن ، و بشب اندر او را ببرف اندر بست تا بمرد
هامش
[ ( 1 ) ] كذا . . ظ : كه با متوكل كشته شد
[ ( 2 ) ] كذا . . ظ : مع .
[ ( 3 ) ] مؤلف خلافت ابو جعفر محمد المنتصر باللّه ابن المتوكل را كه شش ماه و دو روز و بروايتى شش ماه تمام بود انداخته است .
[ ( 4 ) ] طا و ك : تعيين نكردهاند .
[ ( 5 ) ] اصل : احمد بن احمد بن ،
[ ( 6 ) ] كذا مسعودى . اصل : محارق
[ ( 7 ) ] ك :
ابن خصيب كاتب مستعين بود وزيرش اتامش تركى بود و بعد از كشته شدن اتامش ابو صالح عبد اللّه بن محمد ابن يزداد بوزارت مستعين انتخاب شد و پس از اندكى بغاى صغير بر ابا صالح غضب كرد و مشار اليه كناره گرفت و مستعين محمد بن الفضل الجرجرائى را بوزارت برگماشت ( 7 ص 39 ) مسعودى گويد : آخرين وزير او احمد بن صالح بن شيرزاد بود ( ج 2 ص 299 قاهره )
[ ( 8 ) ] طبرى : چهار سال و شش ماه و بيست و سه روز ( ط : 3 - 3 ص 1711 ) كذا كامل .