بعموريه نشستندى زير روح خلج ( ؟ ) بر شصت فرسنگى از شهر قسطنطنيه ، و پيوسته در [ طلب ] ترسا آن بودند و همى كشتند و اسيرشان همى كردند ، مملكت فرويقس [ 1 ] پنج سال بودست ، مملكت دفلطانس الثانى [ 2 ] بيست و دو سال بودست ، جملت اين طبقه بيست و نه [ 3 ] پادشاه بودهاند اندر مدّتى سيصد و هشتاد و دو سال [ 4 ] و دو ماه [ 5 ] طبقه دوم پادشاهى قسطنطين المظفر بن هلانى : مادرش : [ 6 ] سى و يك سال بودست ، اول پادشاهى روميه كرد ، بس [ به ] بازونطيا [ 7 ] آمد ، و آن را ديوار كسيد و دار الملك ساخت ، و نام قسطنطنيه بر آن نهاد ، و بتپرستى نگذاشت ، و دين عيسى عليه السلام گرفت ، و مادرش هيلانى از رها [ 8 ] بودست بعد هفت سال از ملك او بجانب فلسطين آمد ، و كنيسهاء شام را بنا نهاد ، و خشبة الصليب از ( 87 - ب ) بيت المقدس باز آورد ، [ 9 ] بعد ؟ جهدها ؟ به يافتن آن ، و سوى پسر فرستاد ، [ 10 ] و قسطنطين سيصد و دوازده سقف [ 11 ] را جمع آورد ، تا شريعت عيسى را كتاب نهادند ، ؟ بعدّماكه ؟
هيچ نبود ، و همه روم ترسا شدند ، و ارمندان همچنين كش ايشان گرفتند ، و اندر
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : بىنقطه حمزه : قرويقس
[ ( 2 ) ] حمزه : دقلطانس عشرين سنه ، ( دو سال متن اضافه دارد )
[ ( 3 ) ] در حمزه عدد پادشاهان بيست و هشت است - ولى شمارهء سلاطين در متن بيست و نه است ، مگر دو شريك ( طاطس - استسيانوس ) را يكى بشماريم زيرا گويد بشراكت پادشاهى راندهاند
[ ( 4 ) ] هفتادهم خوانده مىشود و حمزه سيصد و هشتاد و دو سال نوشته است
[ ( 5 ) ] حمزه : شش ماه . و اين درستست زيرا كسور متن شش است اما حسابى كه از سالهاى متن شده به حساب حمزه 375 و به حساب اين كتاب 377 است و اين جدول با طبرى هم اختلاف دارد
[ ( 6 ) ] حمزه : ثم ملك قسطنطين المظفر بن هيلانى و هى امه ( ص 47 ) و بايد عبارت متن چنين باشد :
بن هيلانى [ و اين هيلانى ] مادرش [ بوده است ]
[ ( 7 ) ] اصل : بارونطا ( بىنقطه ) ابو الفدا از قانون ابو ريحان نقل كرده : و لثلاث من ملكه انتقل من روميه الى قسطنطينيه و بنى سورها و تنصر و كان اسمها البزنطيه فسماها القسطنطينيه . ( قاهره ج 1 ص 67 ) حمزه : فانه ملك بروميه ثم انتقل الى بازونطيا فبنى عليها سورا و سماها قسطنطينيه و جعلها دار الملك ( ص 50 )
[ ( 8 ) ] اصل : هيلادار درها حمزه : و لسبع سنين من ملكه خرجت امه هيلانى الرهاويه الى فلسطين و ابوه كان سباها من مدينة الرها . . . ( ص 50 ) . . . رها و رهاء بضم اول و المد و القصر - شهريست از جزيره ميانهء موصل و شام بين آن و موصل شش فرسنگ و منسوب بدان را رهاوى گويند ( ياقوت )
[ ( 9 ) ] ظ : برآورد .
[ ( 10 ) ] حمزه و ديگر مورخان گويند خشبة الصليب را كه پنهان بود كشف كرد و عيد گرفت ديگر ذكرى از ارسال آن بپايتخت روم نيست قتل الحمزه فامارت عن خشبة الصليب . . . و ظفرت بها و رسمت عليها عيد الصليب ( ص 50 ) كذا في : ابى الفدا ( ج 1 ص 67 )
[ ( 11 ) ] مخفف اسقف .