تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع التواريخ ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
در درج سيادت اختر برج شهنشاهى * خديو كشور ايران بالطاف خدا واثق
سليمان شاه عادل وارث ملك سليمانى * كه تاج و تخت شاهى را نباشد غير او لايق
بعقل و دانش و فطرت ز ابناى سلف افزون * ز شأن و شوكت و حشمت بشاهان جهان فايق
به كف چون ابر دريا دل بدل چون بحر بىساحل * يد بيضا خصال او باعطاى درم عاشق
سكندر شان شهنشاهى كز اخلاق كريم او * جهانى شاكر از عدلش بمدحش عالمى ناطق
عطارد كاتب امرش زحل طغراكش نهيش * قمر نورانى از مهرش ببزمش مشترى شايق
بود ناهيد رامشگر شود مريخ سر عسكر * ببزم و رزم او هر يك بشغلى راتق و فاتق
فلك دورى ز دورانش مه و خورشيد دربانش * ملك دائم ثنا خوانش نگهدارش بود خالق
سر شاهان بفتراكش زهى شمشير بىباكش * برآرد عزم چالاكش دمار از دشمن آبق
شد از الطاف رب حى بساط دشمنانش طى * زلال مژدهء اين مى حلال شارب و ذائق
مزين گشت چون افسر ز فرق فرقدان سايش * سرير سلطنت گرديد او را قابل و لايق
بشيرش با صبا همدم اشاراتش شفا توأم * بشاراتش مسيحا دم رسيد از كشور مشرق