تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
صمصام درگذشتند او به بغداد رفت و شوكت او زيادت از برادران بود و چند خليفه را خلع كرد و چون نوبت به قادر باللّه رسيد او را لقب « شهنشاه » داد و بر جملهء متصرفات پدر والى گشت و به آذربايجان شد و آنجا درگذشت . مدت بيست و چهار سال امارت داشت و مملكت به پسرش آمد .

الامير سلطان الدولة بن بهاء الدولة

او ولايتعهد پدر داشت و برادر پدرش بر وى خروج كرد و ظفر نيافت و او از بغداد به پارس آمد و برادر خود را ابوعلى حسن بن بهاء الدولة در بغداد به نيابت بنشاند و بعد از آن وفات كرد .

الامير شرف الدولة بن بهاء الدولة بن عضد الدولة

چون سلطان الدولة وفات يافت ميان او و عم او جلال الدولة ابوطاهر منازعت افتاد و به صلح قرار گرفت و از دارالخلافه خلعت و منشور به وى فرستادند و در ايام او امراى شبانكاره بر مملكت فارس مستولى شدند و عز الملوك چهارده سال امارت راند و در سنهء ثلاث و اربعين و اربع مائه وفات يافت .

الامير ابو منصور خسرو فيروز بن عز الملوك

او بعد از پدر در بغداد مىبود و امارت بغداد داشت نايبى در پارس نشاند . و با سلطان طغرل سلجوقى دم موافقت زد تا ايمن شد و پيش وى رفت . سلطان طغرل او را هلاك كرد .

الامير ابومنصور فولاد ستون بن عز الملوك

او بعد از برادر پادشاه شد و با ابو سعد خسرو شاه بن عز الدولة محاربت كرد و خسرو شاه به غدر كشته شد و فارس به وى قرار گرفت . و مادرش با وزير ابومنصور - بهرام كه او را « صاحب كافى » خواندندى مدد و او را بر آن داشت تا صاحب را بكشت و اميرى از امراى شبانكاره - نام او فضلويه - از براى خون صاحب بر