16696
DDA
) و ( الملية بپاريس : 1278
D . S
) و ( دينى جامع سليمانيه : 99 ) و ( ديوان الهند : 2385 ) و نسخة الحاج حسين آقا النخجوانى من القرن العاشر كما كتب - الينا . راجع « عصر حافظ : 39 . »
دانشمند محترم آقاى سعيد نفيسى در صفحهء 182 تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى چنين نگاشتهاند : « محمد بن على بن محمد شبانكارهاى از نويسندگان بسيار زبردست قرن هشتم بود و در انشاى فصيح روان به سبك نويسندگان بزرگ قرن پنجم و ششم كمتر در ايران نظير داشت و در ضمن از شعراى زمان محسوب مىشد و از مداحان خواجه غياث الدين پسر رشيد الدين فضل اللّه بود و در حدود 697 در يكى از محال شبانكاره ولادت يافت و تمام عمر خود را در نويسندگى و شاعرى گذرانيد و در سال 733 به تأليف تاريخ عمومى پرداخت و آن را در سال 735 به اتمام رسانيد و به خواجه غياث الدين تقديم كرد كه از نظر ابو سعيد - آخرين پادشاه مغول - بگذراند ولى پيش از آن كه اين كتاب به نظر او برسد درگذشت و اين كتاب در همان اوان در ضمن غارت محلهء ربع رشيدى تبريز از ميان رفت و شبانكارهاى بار ديگر كتاب خود را از نو تأليف كرد و آن را مجمع الانساب ناميد و در سال 735 به اتمام رسانيد . نخست كتاب كوچكترى ترتيب داد و سپس آن را تكميل كرد « 3 » و هر دو نسخهء آن به دست است و كتابى است در منتهاى حسن انشاء و انسجام شامل تاريخ عالم از آغاز تا آخر پادشاهى ابو سعيد كه در ضمن تاريخ بعضى از سلسلههاى جزء را دارد كه در كتب ديگر نيست . »
ريو در ص 83 فهرست خود دربارهء مجمع الانساب چنين مىنويسد :
« مجمع الانساب خلاصهاى از تاريخ عمومى است از زمانهاى اوليه تا مرگ سلطان ابوسعيد ( 736 ه ) . مؤلف محمد بن على بن محمد و آغاز كتاب : ( الحمد اللّه الذى جعل المفتاح لكنزه ) . اين سرآغاز و همچنين تمامى صفحهء اول ( برگ
B 1
) با خط ديگرى نوشته شده است . در نسخهء متعلق به موزهء آسيايى سنت پطرزبورگ نام مؤلف محمد بن على بن محمد بن حسين بن ابى بكر الشبانكارهاى ضبط شده ( نگاه كنيد به دورن ص 108 تا 166 ) بنابراين ممكن است كه اهل شبانكاره بوده باشد كه ناحيهاى است ميان فارس و كرمان و شهر عمدهء آن دارابجرد است ( نگاه كنيد به سفرنامهء
هامش
( 3 ) . در حالىكه شبانكارهاى در ص 156 همين كتاب مىنويسد : « اگر تفصيل آن خواهى در نسخهء اصل اين كتاب مطالعه بايد كرد چه در اين موضع به طريق اجمال تقرير مىرود . »