قلعه و شهر را نگاه مىداشتند و قلعهها بسيار داشت همه معمور و به مردان كار مشحون . و فضلى تمام داشت و همه روز شعرا در خدمتش بودندى و خود شعرهاى خوب گفتى و رباعيهاى محققانهء او معروف است و همهء شعرا شعر او بپسنديدندى و اين دو رباعى از آن اوست ، رباعى :
گر از پى لذت هوى خواهى شد * از من خبرت كه بينوا خواهى شد
بنگر ز كجايى به چه كار آمدهاى * مىبين كه چه مىكنى كجا خواهى شد
*
موران خط تو خط به خون آوردند * بر ماه نگر كه جمله چون آوردند
و ز بهر نظارهء جمالت صنما * هريك ز درى سرى برون آوردند
و رباعيهاى او بسيار است و اين يكى به غايت خوب افتاده كه همه متضاد افتاده ، رباعى :
دارم گه و بىگه از كه و مه كم و بيش * خير و شر و نفع و ضر و بيگانه و خويش
وين طرفه كه دوست همچو دشمن مه و سال * گويد به دو نيكم شب و روز از پس و پيش
و اين قطعه وصف الحال خود نيكو فرموده ، قطعه :
از دست روزگار ديارى گرفتهايم * و ز شربت زمانه خمارى گرفتهايم
ديوانهوار در همه عالم همى دويم * تا نشنود كسى كه قرارى گرفتهايم
آهو مثال در دم شيريم و هر زمان * و انگه در اين گمان كه شكارى گرفتهايم
با جور دشمنيم سر و كار روز و شب * انصاف ده كه خوش سر و كارى گرفتهايم