بود كه ايشان را « كردان شام » گفتندى ندانم شام كه معروف است به دارالملك مغرب يا آن موضع را شام گويند و اللّه يعلم و يحكم بالصواب » .
اين نسخه تاريخ كتابت ندارد .
3 - نسخهء عكسى شمارههاى 1415 و 1416 و 1417 كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران :
نسخهء مذكور 213 برگ دارد كه هر صفحه حاوى 23 سطر است . اين نسخه نيز فاقد تاريخ كتابت است و چنين آغاز مىگردد :
« الصلاة و اكمل التحيات . راه راه او و حكم حكم اوست . بىمنت احمد از نبى به
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً
و چه دليل از اين واضحتر و برهانى قوىتر بر آن كه هر كس كه به اعتقاد صافى . . . » و چنين پايان مىپذيرد :
« ملك نظام الدين حسن بن ملك غياث الدين محمد بن مظفر الدين محمد و اين پسر بزرگتر غياث الدين بود و مردى مردانه بود و قائم مقام عم خود شد به اتفاق شبانكارگان و حجاب كه در اردو بودند از براى او يرليغ هولاكوخان حاصل كردند » .
4 - نسخهء خطى شمارهء 6181 كتابخانهء ملى ملك :
اين نسخه از اول و آخر ناقص مىباشد . 131 برگ است كه در هر صفحه 21 سطر دارد . نوع خط آن نستعليق مىباشد و تاريخ كتابت ندارد ولى به نظر مىرسد كه كتابت آن در اوايل قرن دهم شده باشد . شروع اين نسخه چنين است :
« آن مصدر افلاك و اين منشأ املاك ، يكى مبدأ آباد يكى مفتح امهات ، يكى مصعد بخار لطيف و يكى موقع اجسام كثيف » .
و ختم نسخه چنين است :
« او در عهد اتابكى خود از جانب غربى خوزستان و بصره و از شرقى ولايات لا للموستان ( ؟ ) تا فيروزان اصفهان و مملكت لرستان افزود . چون خواست همان شيوهء پدرى رعايت نمودى مدتى از مملكت براند هادم لذات بر وى كمين گشاد و بعد از وى برادرش اتابك مظفر الدين افراسياب ملك شد و بعد از وى برادرزادگان ايشان نيز به ترتيب اتابك شدند : اول اتابك نصرة الدين پير احمد كه به عدل و فضل يگانه و به جود و كرم مشهور زمانه بود ولى عهد پدر شد و چون درجهء شهادت يافت . »