ذكر هود ( ع )
و هود از فرزندان سام بن نوح است و خداى تعالى او را به قوم عاد فرستاد . و عاد هم از فرزندان سام است و پادشاهى كافر بود و قوم او مردمان بغايت قوى بودند و بزرگاندام .
و چون هود به پيغمبرى آمد گفت :
« يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ . »
« 1 » ايشان به قوت خود فريفته بودند و گفتند :
« مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً . »
« 2 » كيست از ما به قوّتتر كه ما را عذاب تواند كرد ؟ خداى فرمود كه منم قويتر از همه . و هود ايشان را به خداى مىخواند و نعمتهاى خداى بديشان ياد مىكرد ، كما قال :
« وَ اتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ . أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَ بَنِينَ وَ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . »
« 3 » گفتا بترسيد از آن خداى كه شما را چهارپايان و بوستانها و فرزندان داد و چشمههاى بسيار . ايشان جواب دادند كه خواهى پند ده و خواهى مده ؛ كه ما نگرويم .
و هود پنجاه سال دعوت مىكرد و ايشان مسلمان نشدند و نيز اگر كسى ايمان مىآورد پنهان مىداشت ، تا روزگار برآمد و هود از ايشان نااميد گشت . خداى تعالى چشمههاى آب همه خشك گردانيد و چهارپايان همه بمردند و سه سال باران نيامد و قحط در ايشان افتاد . و رسم آن كافران آن بود كه هرگاه كه باران نيامدى به زمين مكّه شدندى و دعا كردندى به خداى آسمان ، و گفتندى كه اين جايگاه وقتى خانهاى بوده و جاى دعاست .
پس چون قحط بر ايشان سخت شد ، سه مرد را اختيار كردند و به زمين مكّه فرستادند تا دعا كنند و باران خواهند ، نام يكى مريد ، و او مسلمان بود ، و نام يكى لقمان - و او نيز مسلمان بود - و نام يكى قينيل - و او كافر [ 50 ] بود - و شتران و گاوان و گوسفندان بسيار به ايشان دادند تا در مكّه قربان كنند و باران خواهند . و ميان مكّه و ايشان سه روز راه بود .
ايشان بيامدند و به ميهمانى خويشان مشغول شدند و از غايت خوشى يك ماه قوم خود را فراموش كردند . اهل مكّه مىدانستند كه ايشان از براى خواستن باران آمدهاند ، در مجلس سرور ، بيتى بگفتند كه نام قوم ايشان در آن بيت داخل بود . ايشان چون نامهاى قوم خويش بشنيدند از قوم خود يادآوردند ، برخاستند تا قربان كنند . لقمان و مريد گفتند :
هامش
( 1 ) . سورهء « اعراف » ، آيهء 59 .
( 2 ) . سورهء « فصلت » ، آيهء 15 .
( 3 ) . سورهء « شعرا » ، آيهء 131 - 133 .