تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
خواب كند زيادت در رفتن توقف نكند . و گفته‌اند از اين صد ساله راه ، هشتاد ساله آن است كه مسكن يأجوج و مأجوج است و به دست ايشان است و آدمى آنجا نمىرود ، و آن آخر بلاد شمال است و زمينى است كه متعلّق است به بحر ظلمات . و اين يأجوج و مأجوج همه نوعىاند از آدميان كه از زمان طوفان بازمانده‌اند از فرزندان يافث بن نوح ، و چون ذو القرنين به زمين يأجوج رسيد از براى دفع ايشان سدّى برآورد چنان‌كه بارى - جلّ جلاله و عمّ نواله - در كلام مجيد و فرقان قديم مىفرمايد :
« آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ . »
« 1 » و اين يأجوج به عدد چندان‌اند كه مقدار ايشان جز خداى تعالى و تقدّس نداند و به شجاعت و محاربت و قوّت موصوف و جنگ ايشان جنگى سخت باشد ، و به سطوت همچون سباع‌اند و هيچ دينى ندارند ، و خروج ايشان به قول مهتر و بهتر موجودات محمّد مصطفى - عليه الصّلواة و السّلام - يكى از علامات قيامت است . قوله تعالى :
« فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ . »
« 2 » و چون چهار خمس از زمين ايشان دارند آنچه در دست ايشان نيست بيست ساله راه است . ديگر باره از اين بيست ساله راه ، چهارده سال آن است كه در وى زندگانى نمىشايد كردن از براى آن‌كه دو طرف [ 28 ] دنياست ، يك طرف آخر شمال است و از خط استوا بغايت دور است و هرچند از خط استوا دور تر مىشود ، سرما سردتر است ، تا به موضعى رسد كه آفتاب در آن موضع هيچ اثر نكند به سبب دورى مسافت تا به حدى كه عمارت باطل شود ، و آنجا غايت درازى روز سيزده ساعت باشد . طرف ديگر از جانب جنوب است ، هم به سبب بعد از خط استوا ، و آنجا زمين سودان است ، و آن شهرهايى است نزديك مغرب اعلى و متّصل درياى ظلمات ، و هرچند از خط استوا دور تر مىشود حرارت غالبتر است ، تا به موضعى رسد كه از غايت گرما جانور نتواند بود و از حيوانات خالى باشد ، و آن شهرهاى نوبه است . از اينجا معلوم شد كه از زمين آنچه معمور است و مسكن بنى آدم و ديگر حيوانات است - مع بلاد و جزاير و بيابان و غيرها - شش ساله راه است ؛ هم از طول و هم از عرض . و اللّه اعلم و احكم .
هامش
( 1 ) . سورهء « كهف » ، آيهء 96 . ( 2 ) . همان ، آيهء 98 .