و من كلامه ايضا : ان ادون الناس من عد البخل حزما و الحلم ذلا . بازپسترين مردم آن است كه بخيلى را كفايت شمرد و بردبارى را خوارى پندارد .
گويند كه شخصى مفصل تقريرى نزد سفاح فرستاد . سفاح بر ظهر آن نوشت كه نزديكى مجوى به ما بهواسطهء امرى كه از خداى تعالى دور شوى .
در تاريخ گزيده مسطور است كه سفاح در انبار - كه دار الملك او بود - عمارتى عالى ساخت و در مسجد آن مدفون شد . و اللّه اعلم .
ابو جعفر منصور دوانيقى
بعد از فوت برادر به امر حكومت اشتغال نمود . اول كسى كه ميان آل على بن ابى طالب - عليه السلام - و اولاد عباس - رضى اللّه عنه - وحشت و نزاع افكند او بود و قبل از وى ميان علويان و عباسيان قاعدهء محبت و و داد و رابطهء صداقت و اتحاد ، استحكام و ارتباط لاكلام داشت . و اول خليفهاى كه منجمان را به خود نزديك گردانيد و به قول ارباب تنجيم عمل نمود منصور بود .
در ايام دولت او كتب فراوان از زبان سريانى و فارسى به لغت عربى نقل كردند كه مجسطى و كليله و دمنه از آن جمله است و محمد بن اسحاق كتب سير و مغازى در زمان منصور تأليف فرمود ، پيش از آن اين رسم نبود . و او نخستين خليفهاى است كه به خدم و موالى خويش اعمال جليله داد و مناصب عظماء عرب به اين سبب روى در نقصان نهاد .
ارباب تاريخ در مصنفات خود آوردهاند كه ابو جعفر منصور در ايام خلافت به نواحى كوفه شهرى بنا كرده آن را به « مدينهء هاشميه » موسوم گردانيد و چون طايفهء رونديه - كه در بعضى كتب عربى از ايشان به راونديه تعبير نمودهاند - در آن بلده خروج كردند ابو جعفر كراهت داشت كه من بعد در آنجا اقامت نمايد لاجرم به عمارت بغداد فرمان داده به اندك زمانى آن بلده را به اتمام رسانيدند .
از سخنان منصور است كه : پادشاهان از اصحاب خويش همه چيز تحمل مىكنند مگر سه خصلت را كه آن : شركت در سلطنت ، و افشاى اسرار ، و خيانت در حرم است .
نقل است كه قاضى بصره از سيدى غمزى كرده در آن باب عرضه داشتى پيش منصور فرستاد . ابو جعفر بر پشت عريضه قلمى نمود كه : جعلناك قاضيا لا ساعيا . يعنى ما ترا به قضا منصوب ساختهايم نه به غمز و سعايت .
نوبتى منصور يكى از عمال را به پايهء سرير خلافت و سلطنت طلب داشت و او به