زهرهء خنياگر در آرزوى ياوريش بهسر مىبرد و سپهر عالم گرد از شوق نفس پرذوقش پيوسته در رقص مىآيد .
زلف مشكين نوعروس طرب * چون بدينجا رسيد كوته شد
* * * بر راى انور و ضمير ضياگستر ارباب فضل و هنر پوشيده و پنهان نماند كه اين نامهء نامى و صحيفهء گرامى را در اندك زمانى از كتب معتبره جمع آوردم و به آنچه در حيز قدرت اين بىبضاعت عديم الاستطاعه بود در تصحيح و تنقيحش سعى و اجتهاد كردم .
خلاصة الاخبار را به عبارتى كه در بادى الرأى روى داد در سلك بيان كشيدم و از ايراد الفاظ غير مأنوسة الاستماع دامن درچيدم . اما عالم السر و الخفيات آگاه است كه اگرنه يمن اعتنا و حسن اهتمام عالىحضرت خداوندگارى هدايتشعارى بودى عشر آنچه در قرب شش ماه نوشته شده به مدت شش سال به اتمام نرسيدى بلكه اگر غمام انعام عامش اين خاكسار بىمقدار را در ظل تربيت جاى ندادى گرد وجود محنت فرسودش را در ديار خراسان هيچكس نديدى . قلم شكسته زبان به كدام قدرت و توان ، شكر كرم اين ولى النعم را به ادا تواند رسانيد ؟ و بنان بيان به كدام زبان عذر عنايات اين واهب العطيات را مودى تواند گردانيد ؟
مصراع :
مگر كه هم كرمش عذر خويشتن خواهد .
الهى الهى به كمال كرم نامتناهى ، ذات فايض البركات عالىحضرت هدايتپناهى را از وصمتتباهى و تناهى پيوسته در ضمان امان كامياب و كامران پاينده و مستدام دار والى قيام الساعة و ساعة القيام از رشحات سحاب فيض و اكرام ، باران جود و احسان و اقطار امطار برو امتنان بر وجود عاقبت محمودش كه سبب رفاهيت مسلمانان است ببار .
قطعه
هميشه باد ترا عمر در حصول مراد * به عز و ناز چو دوران چرخ نامعدود
تراست حافظ و حارس عنايت ازلى * تراست حامى و ناصرپناه رب ودود
و صلى اللّه على محمد و آله الى يوم الموعود .
و تمت من تسويده بعون اللّه و حسن تأييده فى اوايل رمضان المبارك لسنة سبع عشر و تسع مائه و انا العبد المذنب شمس الدين محمد الكاتب غفر اللّه ذنوبه و ستر عيوبه . « 1 »
هامش
( 1 ) . صو : « و قد وقع الفراغ من تحريره بعون اللّه و حسن توفيقه فى خامس شهر ذيقعده سنة ثمان و تسع مائه به دار السلطنة هرات صانها اللّه تعالى عن البليات و الآفات . حرره عبد الجميل غفر اللّه ذنوبه و ستر عيوبه .