كه مردم بگويند او دين را بازيچه قرار داده است كه چنين امرى عقلا و نقلا قبيح است .
فى المثل :
اگر شخصى تفصيلا نمىداند كه قبله كدام است و لكن اجمالا مىداند كه قبله در يكى از جهات چهارگانه است ، چنانچه بخواهد احتياط كند و به سراغ علم و يا ظنّ تفصيلى نرود بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند .
حال : اگر اشتباه الساتر نيز به اين اشتباه القبله اضافه شود ، بدين معنا كه به حسب فرض داراى پنج جامه و يا پيراهن است كه اجمالا مىداند يكى از آنها پاك است و لكن تفصيلا نمىداند كه كداميك از آنها پاك است ، در اين صورت بايد :
براى احراز واقع پنج نماز در پنج ساتر لكن در هريك به چهار طرف نماز بخواند كه مجموعا مىشود بيست نماز .
حال : اگر اشتباه المسجد نيز به اشتباهات فوق اضافه شود بدين معنا كه پنج مهر دارد كه اجمالا مىداند يكى از آنها پاك است و لكن تفصيلا نمىداند كداميك از اين پنج مهر است .
در اينجا نيز براى احراز واقع بايد هريك از بيست نماز مذكور را با اين پنج مهر بخواند كه در مجموع مىشود صد نماز .
بنابراين : اگر اين شخص بخواهد بنا را بر احتياط بگذارد و شرط الاستقبال ، طهارت السّاتر و طهارت المسجد را مراعات نمايد ، شايد كه مورد تمسخر ديگران هم واقع شود .
آيا در همهء موارد اقدام به احتياط و تكرار عمل چنين است ؟
خير ، در مواردى هم تكرار عبادت به عنوان احتياط مستلزم دو نماز است .
فى المثل :
شما شك دارى كه ظهر واجب است يا جمعه ، اقدام به احتياط كرده دو نماز مىخوانى و لكن از آنجا كه كسى ميان حسن اين قسم از تكرار و با قبح آن قسم قبلى از تكرار تفصيل نداده ، اكتفا كردن به احتياط تالى فاسد داشته و نمىتوان بدان ملتزم شد .
پس مراد از « نعم ، لو كان ممّن لا يتمكّن من العلم التفصيلى . . . » چيست ؟
اين است كه : بله ، اگر مكلّف بعد الفحص به يأس رسيد و علم اجمالى او مبدّل به علم تفصيلى به يك طرف نشده مىتواند اقدام به احتياط كرده و بدان اكتفا نمايد ، چرا كه در اين صورت راه بهترى از راه احتياط براى او وجود ندارد .
پس مراد از « و ببالى : أنّ صاحب الحدائق رحمه اللّه يظهر منه . . . » چيست ؟
ذكر دو مؤيد است براى مطالبى كه ايشان قبل از نعم فرمود و لذا مىفرمايد :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٨