مراد از مطلب مزبور چيست ، با ذكر مثال آن را تبيين كنيد ؟
اين است كه : واجبات و مستحبات بر دو نوعاند :
1 - امور توصّليه ، كه در رابطهء با آنها هيچگونه محذورى وجود ندارد ، بلكه كافى است كه احتمال وجوب فلان امر ، مثل شستن لباس براى نماز را بدهيم و يا تنها احتمال حرمت فلان امر مثل شرب تتن را بدهيم و يا مثل دوران ميان اقلّ و اكثر مقرون به علم اجمالى باشد ، كه در اينجا بلا اشكال احتياط حسن و بايستنى است .
چه به واسطهء ترك در محتملالتحريمها باشد و چه با انجام فعل در محتملالوجوبها باشد .
2 - تعبديّات ، كه در رابطهء با امور تعبّديه كار با اشكال مواجه مىشود .
اشكال در امور تعبّديه نسبت به اجراى احتياط صغروى است يا كبرى ؟
صغروى است ، يعنى اشكال در صغراى مطلب است كه همان صدق عنوان احتياط تام و كامل بر عمل تعبّدى باشد و لذا چنان كه گفته شد ، در كبراى كلّى مسئله اختلافى وجود ندارد ، يعنى پس از احراز صدق عنوان احتياط ، كسى در حسن يا رجحان آن بحثى ندارد .
چرا در صدق عنوان احتياط تام و كامل بر عمل تعبّدى ، مشكل وجود دارد ؟
زيرا : در عباديات بر خلاف توصليات ، تنها پيكرهء عمل مطلوب مولى نيست ، بلكه عمل بايد با ويژگىهاى ذيل انجام بگيرد تا غرض او حاصل شود :
1 - با قصد قربت انجام شود .
2 - با قصد وجه ، يعنى وجوب يا استحباب و يا وجه الوجوب ( كه مصلحت ملزمه است ) يا وجه النّدب ( كه مصلحت غير ملزمه است ) ، جزما و حين العمل ، انجام بگيرد .
با فرض اعتبار و اشتراط امور مذكور چنان كه عقيدهء مشهور است چه مشكلى وجود دارد ؟
قصد وجه جزمى و قصد تميز در صورتى كه فعل مشترك باشد منتفى است ، يعنى :
مكلّف با هر عملى كه جهت اتيان آن روبرو مىشود نمىداند آيا واجب واقعى همين عمل است تا قصد وجوب كند يا نه ؟
فى المثل : به ظهر كه مىرسد نمىداند ظهر واجب است يا جمعه ؟ و يا به سوره كه مىرسد ، نمىداند نماز با سوره واجب است يا نماز بىسوره ؟
و لذا روى همين اصل است كه مشهور قدما در اين رابطه فرمودهاند :
1 - بر مكلّف مجتهد واجب است كه در انجام تعبديات ابتدا به سراغ ادلّهء معتبرهء شرعيه برود و به طريق احتياط اكتفا نكند و چنانچه بعد الفحص به دليل معتبر علمى يا ظنّى بر وجوب و يا استحباب ظنّى دست پيدا نمود از دليل متابعت كرده و همان عمل معيّن را به قصد وجه جزمى
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠