مجعول در آن ناحيه دعوى كرد و فتنه برخاست و جنگها در پيوست روسيه نيز مراجعت نمود .
سال هزار و صد و سى و چهارم
زمان خان ولد اسد اللّه خان سدوزائى به حكومت قندهار رسيد و هرات را نيز متصرف گرديده جمعى را كشته اقتدارى بههم رسانيد . صفى قلى خان به سردارى مأمور شده بعد از وصول مقتول آمده زمان خان استقلال يافت .
سال هزار و صد و سى و پنجم
زمان خان بر سر مشهد مقدس رفته چهار ماه مشهد را محاصره نمود و بالاخره مأيوس و وارد هرات گرديد . افاغنه بر او شوريده ذو الفقار خان پسرش را حاكم هرات كردند .
سال هزار و صد و سى و ششم
رحمان ولد عبد اللّه خان كه پدرش در زمان زمان خان به قتل رسيده بود به خونخواهى پدر وارد هرات شد و افاغنه بهجهت رفع منازعه ذو الفقار خان را به جانب باخرز و رحمان را به سمت قندهار فرستادند و اللهيار خان را از مولتان آورده حاكم كردند .
سال هزار و صد و سى و هفتم
افاغنه ذو الفقار خان را از باخرز آورده اظهار فتنه كردند و مردم از اطاعت هردو سر پيچيده فراه را به ذو الفقار خان و هرات را به اللهيار خان واگذاشتند و مدت شش سال حكومت كردند .
سال هزار و صد و سى و هشتم
شاه طهماسب در دامغان نيابت سلطنت و امير الامرائى ايران را به نواب فتحعلى خان قاجار و نظارت بيوتات پادشاهى را به حاجى يوسف از منسوبان سركار خان معظم اليه واگذاشته روانهء ارض اقدس شد .