عالمگير تسخير نمودند .
سال هزار و صد و سيزدهم
ميرويس غليجائى با استعدادى تمام بر سر گرگين خان رفته او را به قتل رسانيد و قندهار را متصرف شد .
و سپاه عالمگير پادشاه حصار كند انانام را بگشادند .
سال هزار و صد و چهاردهم
شاه سلطان حسين صفوى ، كيخسرو خان برادرزادهء گرگين خان را به حكومت قندهار مأمور نمود و او قندهار را محاصره كرد .
سال هزار و صد و پانزدهم
عبد اللّه خان ولد حيات سلطان ابدالى از طوايف افغان با پسر خود اسد اللّه به پيش كيخسرو خان رفته والى ابدالى شد .
سال هزار و صد و شانزدهم
كيخسرو خان پس از يك سال محاصرهء قندهار بهدست افاغنه مقتول شد و محمد زمان خان از جانب شاه سلطان حسين به سردارى و حكومت قندهار مأمور گرديده تا رسيدن به مقصد ، عمرش به سرآمد و درگذشت .
سال هزار و صد و هفدهم
ميرويس در حكومت قندهار استقلال تمام يافت و هشت سال بماند .
سال هزار و صد و هجدهم
شاه سلطان حسين از اصفهان عزيمت قزوين كرده به طهران رسيد و باز به اصفهان برگشت .
و در اين سال شاه عالمگير اورنگ زيب بعد از نود سالگى و پنجاه و يك سال پادشاهى جوانمرگ ( ! ) گرديد و سلطنت هند به بهادر شاه رسيد .