سال هفتصد و هشتاد و هفتم
سلطان مراد رومى پونس و روم ايلى بگشود .
و سلطان فيروز شاه دهلوى پسر خود سلطان محمد را سلطنت داد .
سال هفتصد و هشتاد و هشتم
خواجه على مؤيد سربدار درگذشت و دولت سربداران سپرى گشت .
و تيمور صاحب قران به عراق عجم رسيد و آل مظفر را كه در آن مملكت بودند به حال داشته به ماوراء النهر مراجعت فرمود .
و خليل بيك ذو القدر كه اول ملوك ملطيه و آبلستان است و در آن ديار دعوى رياست مىكرد به سعى صاحب مصر هلاك گشت .
سال هفتصد و هشتاد و نهم
تيمور صاحب قران لشكر به لرستان كشيد و به تبريز شتافت و بسى از گرجستان بگشود و وان و سلطان و اخلاط مسخر ساخته مراجعت نموده در اصفهان قتل عام فرموده توقتمش خان از دشت قبچاق لشكر به ماوراء النهر كشيد و ميرزا عمر شيخ بن صاحب قران حاكم اندجان با او مصاف داده به هزيمت رفت ، و سپاه دشت [ قبچاق ] در ماوراء النهر خرابى بسيار كردند .
سال هفتصد و نودم
سيورغتمش خان خان الوس جغتاى درگذشت و پسرش سلطان محمود خان بهفرمان صاحب قران ، نام خانى يافت .
و امراى فيروز شاهى تغلق شاه بن فتح خان بن فيروز شاه را به پادشاهى برداشتند و سلطان محمد فيروز شاه به نگركوت گريخت ، و فيروز شاه كه بغايت پير و منزوى شده بود درگذشت .
سال هفتصد و نود و يكم
سلطان مراد رومى درگذشت و پسرش ايلدرم بايزيد جانشين گشت .
و خواجه بهاء الدين نقشبند - روح روحه - و خواجه حافظ شيرازى و شيخ زين الدين