سال پانصد و چهلم
ابو الفتوح خزاعى « 1 » درگذشت .
سال پانصد و چهل و يكم
اتابك عماد الدين زنگى صاحب موصل نماند و پسرش نور الدين محمود در حلب و پسر ديگرش سيف الدين غازى در موصل به حكومت نشستند .
سال پانصد و چهل و دويم
عبد المؤمن كومى بر افريقيه و اندلس تا اقصاى مغرب استيلا يافت .
سال پانصد و چهل و سيم
سنقر بن مودود سلغرى در فارس خروج كرد و خود را اتابك خواند . و او اول اتابكان فارس است .
و حافظ اسماعيلى صاحب مصر درگذشت و پسرش ظافر والى شد .
سال پانصد و چهل و چهارم
علاء الدين جهانسوز صاحب غور قصد غزنين كرد و با بهرامشاه رزم كرده ظفر يافت و غزنين بگرفت و مراجعت نموده با سلطان سنجر رزم كرده اسير گشت .
و ناصح الدين ارجانى « 2 » درگذشت .
هامش
- است ( ر . ه ) .
( 1 ) - ابو الفتوح حسين بن على كه اصلا از مردم نيشابور ولى مقيم رى بوده و از بزرگان علماى اماميه است دانشمندى فقيه و اديب و متكلم و واعظ و مفسر بود . شاگرد شيخ الطايفه ابو جعفر محمد طوسى ( از طريق پدر و عم خود ) و استاد ابن شهر آشوب صاحب مناقب و شيخ منتجب الدين ابن بابويه قمى صاحب فهرست بود . تأليفات او فراوان و بسيار ارزنده است و از همه مهمتر تفسير معروف قرآن موسوم به تفسير ابو الفتوح كه نام اصلى آن روح الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن مىباشد . ( روضات الجنات ، ص 183 ، مستدرك الوسائل ، ص 325 و 487 ، ريحانة الادب ، ذيل ابو الفتوح ) .
( 2 ) - ارجان قصبهاى است از اقليم سيوم به خوزستان در حدود اهواز از بناهاى قباد پدر انوشيروان عادل ( ر . ه ) . ابو بكر احمد بن محمد فقيه شاعر ( وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 50 ، ريحانة الادب ) .