تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوايد الصفويه ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
بدان ناتوان صيد بيداد رفت * كه در دام از ياد صياد رفت
گمم مىكنى ياد و اين است درد * كه بسيار خواهى مرا ياد كرد « 52 »
در اوايل دولت آن حضرت ، مظفر حسين ميرزا و رستم ميرزاى صفوى به هندوستان نزد اكبر شاه آمدند و در عهد دولت آن حضرت ( 73 ر ) فرزندان و برادران كه به خيال محال افتادند ، كشته و نابينا شدند و آن حضرت مهابت و سطوت و سياست بىنهايت داشت و اكثر سلاطين زمان كه روى اميد به درگاه آن حضرت آورده بودند ، از سلسلهء چنگيز خان و غيره هر يك را به تمنا و مرادشان رسانيد و در اعانت و امداد ، شاه دقيقه‌اى فرو گذاشت نفرمودند . به دشمنان كينه‌ور در ايام ذلت دستگيرى كرده ، به عزت و حرمت ، سلوك مىفرمود و گاهى به جهت طبع آزمايى شعر نيز مىفرمودند . ازوست :
ذات ما را نرسد نقض ز انكار حسود * كه نسب نامه ما مهر نبوت دارد
هر كس براى خود سر زلفى گرفته است * زنجير از آن كم است كه ديوانه پر شده است
يكى از ابنيهء عاليه مسجدى است كه آن پادشاه ولايت نشان در اصفهان در ميدان نقش جهان به اتمام رسانيد ، و قلم دو زبان از شرح وصف آن مسجد عاجز است . واهب اين مصرع را تاريخ اتمام او يافته ، به حق لايق آن مسجد است . فرد :
شد در كعبه در صفاهان باز
و اين فرد نيز از واهب است :
آتش افسرده از كاروان وامانده‌ايم * همرهان رفتند و خاكستر نشينم كرده‌اند
گنبد خواجه ربيع و گنبد شيخ زاهد و آب خيابان روضهء رضويه ، از همت ( 74 چ ) بلند آن پادشاه عدالت دستگاه به انجام رسيد . اثر خير از آن پادشاه و الاتبار بر صحنه روزگار ، بسيار يادگار مانده كه تا اين زمان همگى
هامش
( 52 ) - برلين : كليهء اين اشعار در آن حذف شده است و فقط بيت زير آمده است :سكندر توان و سليمان شدن * ولى شاه عباس نتوان شدن
فوايد الصفويه ( فارسى ) — صفحة 47 | مريم مير احمدى / ابو الحسن قزوينى