خاطر او راه يافت منجمان را طلبيده از چگونگى تأثير آن پرسيد ، به منجمان گفت كه ذوذبابه دليل زوال دولت يكى از پادشاهان است . منجمان عرض كردند كه چون دنباله ذوذبابه به جانب مغرب است « 38 » ، معظم تأثير آن در روم خواهد بود . ازين سخن فى الجمله تسلى يافت ، اما ازين رهگذر مكدر خاطر بود . قضا را هم در آن ايام شب يكشنبه سيزدهم رمضان المبارك ( 53 ر ) در استراحت به خواب رفته ، روز يكشنبه او را در خوابگاه مرده يافتند . از حلواچى اغلى كه با او در يك خانه خوابيده بود ، ازين ماجرا پرسيدند . او گفت كه وقت افطار ، افيون تناول فرموده ، بعد از خوردن افيون ، معجون افيون دار خورد و در آخر شب فلونيا نيز ميل فرمود . هر مرتبه كه مىخورد به من نيز مىداد . من كمتر از او مى - خوردم . آخر ظاهر شد كه او را مسموم كرده كار او را ساختند . « 39 » مدت سلطنتش يك سال و شش ماه و در شعر « عادلى » تخلص مىكرد .
بخاطر راقم حروف مىرسد كه هر گاه « ظالمى » تخلص مىكرد ، بهتر مناسبت داشت . ازوست ، نظم :
شادم به خدنگ تو كه ناوك فكنان را * سوى هدف خويش نهائى نظرى هست
چون غنچه چه دانى تو كه در خلوت نازى * كز بهر تو چون باد صبا در بدرى هست
از خنده پنهانى لعل تو توان يافت * كز حال دل گمشده او را خبرى هست
مير حيدر معمايى در تاريخ جلوس و فوت شاه اسماعيل ثانى گفتهاند ، نظم :
شهنشاه جم جاه گيتى پناه * وزو خاك بر فرق جمشيد جم
جهاندار قمار گردون وقار * كه مىخورد گردون به ذاتش قسم
ازو زهر در كام ضحاك مار * كه بودش لقب قهرمان عجم
هامش
( 38 ) - برلين : ذوذبابه به جانب معظم .
( 39 ) - شرح اين وقايع را به طور مفصلتر در كتاب اسكندر بيك تركمان : « عالم آراى عباسى » ، ج 1 ، ص 217 و بعد مىخوانيد .