تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوايد الصفويه ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
فرد :
گرش به بينى و دست از ترنج بشناسى * روا بود كه ملامت كنى زليخا را
الحال در چاه تيره ظلمت كدهء هندوستان از عذر زليخاى دوران يوسف‌سان گرفتاراند . بيت :
بر نيامد يك عزيز از مصر مردم پرورى * پير شد در چاه صد يوسف ز قحط مشترى
راقم حروف از مريدان خاص كثير الاختصاص ( 195 ر ) اين خاندان نبوت و امامت و ولايت و خلافت و سلطنت نشان است . اين قطعه را خاقانى در مذاق راقم حروف اين اوراق گويا گفته است . اگر چه در مذاق او و من است . از اوست قطعه :
علوى دوست باش خاقانى * كه زعشره على است افضل‌تر
مفصل وقايع بدايع ذات قدسى صفات آن حضرت ، حواله واقعات غرايب آيات آن حضرت است ، كه بدست مبارك خويش در كمال فصاحت و بلاغت برشته تحرير كشيده ، در عالم اتصاف جودت طبيعت و سياقت فكرت داده‌اند و در نظم و نثرش تجنيس و تسجيع است ، و در كنايه و تشبيه دست منشيان عطارد نشان زمان ماضى و حال را بر پشت عجز بسته‌اند . الحق آن صحيفه رشك گلستان فضيلت و بوستان معرفت است . وقايعه آن عبرت زمانه و اشعار آبدار و افكار آن حضرت از غزليات و رباعيات و قطعات به پنجهزار بيت مىرسد و قصيده غرا قريب يكصد بيت ( 196 چ ) در مدح امام مبين الهمامين حسين عليهم السلام در رديف آفتاب و ماه برشته نظم كشيد . الحق آن قصيده مذكور ، سحر است نه شعر ، به جهت طول كلام به ذكر فصاحت نظام آن نپرداخت و هنگام اختتام اين نگارستان كه در سنه يك هزار و دو صد و هفت است ، سن شريف آن حضرت در گلزار تربيت و فضيلت به جمال كمال قريب سى سال رسيد . چو در بوستان شهريارى ، گلچين رياحين نامدارى و نونهال امانى و امان‌اند : نظم :
خوشا شهسواران آفاق پوى * كه در دين و دولت ربودند گوى